آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ١١٢ - فائده ٢ در باره نوروز
است كه مقصود از نوروز فرس آغاز سال آنها است كه بىترديد و خلاف همان آغاز فروردين آنها است، و از قديم باسباب چندى در فصول سال جابجا ميشده خصوص پس از زمان پيغمبر ٦ كه كبيسه را رها كردند و تاكنون بر آن پائيدهاند و هميشه سال خود را ٣٦٥ روز بحساب مىآورند بىتغيير و تفاوت، روز غدير سال ١٠ هجرت مطابق يكم فروردين آنها بوده، و اگر در جلوس يزدجرد سال آنها از سر گرفته شده باشد و مقدار گذشته افتاده باشد چنانچه شيوه آنها بوده و آن را معتبر دانيم نوروز معتبر شرعى همانست كه منجمين در تقويمها ثبت ميكنند مطابق يكم فروردين آنها در هر سالى، و اكنون كه سال ١٠٨٨ هجريست مطابق روز جمعه ١٠ ماه شعبان ٢٨ ايلول رومى و ٢٣ مهر ماه جلالى است.
و اگر اسقاط يزدجردى را معتبر ندانيم، چون پس از زمان پيغمبر و اكمال دين بوده و در حكم بدعت است، نوروز شرعى بمقدار روزهائى كه ساقط شده پيش از فروردين تقويمى مىشود، بهر حال در هر چهار سال يك روز بر ماههاى رومى پيش افتد و در ٤ تا ٥ سال يك روز بر ماههاى جلالى، و در هر سال ١١- روز بر ماههاى عربى و در سال كبيسه آنها ١٠- روز، و نيز در هر سال يك روز از هفته نسبت بسال گذشته پس مىافتد.
و روشن شد كه بنا بر اين تقرير آنچه شهرت دارد كه انتقال خلافت ظاهر بأمير المؤمنين ٧ پس از كشتن عثمان هم در نوروز بوده و روز غدير هم نوروز بوده، اين احتمال را تأييد ميكند كه اسقاط يزدجردى منظور شده، زيرا هر دو واقعه در اواخر ماه ذيحجه بوده و فاصله آنها ٢٥ سال است و بىاسقاط جز در ٣٦ سال اين توافق ممكن نيست.
و نصّ بر اينكه اين هر دو واقعه مطابق نوروز بودند در حكم نص بر اعتبار اسقاط نامبرده است و نيز اثبات هر دو واقعه در نوروز روشنترين دليل است بر بطلان قول باينكه نوروز يكم حمل است زيرا اتفاق دو نوروز باين معنا در يكماه عربى بفاصله ٢٥ سال ممكن نيست، و كسى كه اتفاق اين دو واقعه را در نوروز