آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ١٠٨ - فائده ٢ در باره نوروز
از ميان رفت احتمال يكم ميماند كه مطلوب است، با اينكه تأييد مىشود بحساب كه دلالت دارد بر اينكه تاريخ نامبرده يك يا دو روز با اول حمل فاصله داشته و بطور تسامح اول حمل محسوب مىشود.
گوئيم: درست نبودن احتمال دوم ممنوع است زيرا اين بيان حسابى بر پايه صرف نظر از اسقاط يزدجرديست كه در سال ١١ هجرت واقع شده چنانچه گذشت زيرا اگر آن را بحساب بياوريم آن تاريخ با فروردين پيش از يزدجرد مطابق مىشود زيرا جلوس يزدجرد مطابق ٢٢ ماه ربيع الاول سال ١١ هجريست چنانچه گذشت و تفاوت دو تاريخ همان ٩٢ تا ٩٣ روز است، و روشن شد كه اگر حساب را بميان بياوريم موافقتر است با يكم فروردين، از يكم حمل كه ١ يا ٢ روز تفاوت دارد و نادرست در مىآيد، و اگر هم تفاوت ندارد دو امرى كه در ساليان دراز فاصله دارند با هم مطابق شدند و نتيجه مطلوبه را ندهد بعلاوه تنها مطابق بودن روز غدير روايت بهر معنا باشد مطلوب را ثابت نكند بىموافقت روزهاى ديگر كه در روايت ذكر شده و بزودى واضح شود كه مطابق بودن همه آنها با يكم حمل محال است نه با يكم فروردين.
اگر گفته شود: از سخن ابى ريحان و كوشيار در برخى كتبشان برآيد كه اعتدال ربيعى نزد منجمين در طالع سال و حساب دورهها لازمست و ميان منجمان بزرگان فرس بودند مانند زردشت و جاماسب و بسا كه همين دليل شود كه نوروز روايت كه آغاز سال فرس است همان يكم حمل باشد.
گوئيم اولا: وقت مذكور را در موارد مقرّر نزد آنها قبول داريم، ولى نقل نشده كه آن را نوروز ناميده و عيد بدانند چنانچه در روايت است.
دوم: تعبير از منجمان بفرس بملاحظه آنكه برخى منجمان پارسى بودند بعيد است و فرس در برابر روم و عرب ملت بزرگى بودند وابسته بجمشيد و فريدون تا خسرو و يزدجرد، و نوروزشان آغاز هر سال آنها بوده است كه نزد شاهانشان عيد رسمى بوده، و ميان اهل خبره خلافى نيست كه آن همان يكم فروردين آنها بوده كه در فصول جابجا ميشده.