آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ١٠٦ - فائده ٢ در باره نوروز
است در سال دهم هجرت نزديك بنزول خورشيد در برج حمل بوده و موافق اواسط آذر رومى و ١٨ ذيحجه عربى روز بيعت گرفتن پيغمبر ٦ بولايت أمير المؤمنين ٧ در غدير خم بوده در مراجعت از حجة الوداع چنانچه در روايت بدان تصريح شده سپس در سال ١١ پس از وفات پيغمبر ٦ پادشاهى عجم به يزدجرد آخرين شاهان آنها منتقل شد، و آنچه از سال گذشته بود انداخت و روز جلوسش را اوّل سال و روز نوروز شناخت چنانچه شيوه آنها بوده، و اين موافق اواسط حزيران و ٢٢ ربيع الاول است.
و دانستى كه بناء حساب سال فرس در دوران يزدجرد و كمى پيش در زمان پيغمبر ٦ حساب سال ٣٦٥ روز است و رها كردن كبيسه كه ميان قدماشان متداول بود، و بناچار نوروز در هر چهار سال بروز ديگرى از ماههاى رومى منتقل شود پيش از روزى كه در آن بوده، چون آنها در هر چهار سال يك روز كبيسه داشتند و نسبت ببروج همه جا جابجا شود بهمين جهت گرچه اندك باشد.
و رابعا: دليلى كه آورده براى اختيار اينكه نوروز اول حمل است در برابر تفسيرهاى ديگر كه چون ميان مردم معروفتر است بطلانش نزد اهل خبره و حساب و تاريخ روشن است، زيرا مسلم است كه نوروز فرس خصوص از زمان پيغمبر ٦ تا زمان ملكشاه ميان فصول سال ميچرخيده و خلافش شنيده نشده از هيچ كدام بلكه در شرح تذكره و جز آن تصريح كرده كه روم و فرس در آغاز سال خود ملاحظه جاى خورشيد را نميكردند، و قرار اعتدال ربيعى آغاز سال مخصوص تاريخ ملكى است و موافق تواريخ مشهور نيست.
و چگونه توان آن را مناط حكم شرعى دانست كه پيش از زمان ملكشاه نزديك ٥٠٠ سال پيدا شده، و انصراف لفظ در صورت نبود عرف شرعى بلغت عرب مسلّم است ولى از كجا كه نوروز در زبان عرب به يكم حمل اطلاق شده باشد، بلكه برخى لغويان طبق روايت آن را به يكم سال فرس تفسير كرده اعتماد بر شهرت، و ميدانى كه اقدم و اتقن لغويانست در كتاب «سامى در اسامى» خود پس از ذكر