تسلیة العباد در ترجمه مُسکن الفؤاد - شهید ثانی - الصفحة ٦٠ - باب دويم در صبر است و آنچه ملحق به اوست
«آيا شما اهل ايمانيد؟ پس ساكت شدند. مردى گفت: آرى اى پيغمبر خداى. فرمود:
علامت ايمان شما چيست؟ گفت: در زمان وسعت و رخاء، خداى را شكر مىگزاريم و در نزول رنج و بلا، صبر مىآوريم و رضاى خاطر به قضاى الهى مىسپاريم. فرمود: به اين صفات، از اهل ايمانيد قسم به پروردگار كعبه.»
[و قال- ٦- «في الصبر على ما يكره خير كثير.»]
[١]: و حضرت مسيح- على نبينا و ٧- فرموده است:
«انكم لا تدركون ما تحبون الا بصبركم على ما تكرهون.»
: «به درستى كه شما نمىتوانيد رسيد به آنچه دوست مىداريد جز به صبر و تحمل آنچه ناخوش مىشماريد.» و فرموده است ٦:
«لو كان الصبر رجلا لكان كريما.»
[٢]:
«اگر صبر به هيأت و زىّ مردى در ميان مردم مىآمد، مردى كريم بود و كرامت خود را مشهور مىنمود.» و حضرت امير المؤمنين- ٧- فرموده است:
«بنى الاسلام على اربع قوائم اليقين و الصبر و الجهاد و العدل.»
[٣]: «اسلام بر چهار پايه بنا شده است: نخست يقين است، دويّم صبر است سيّم جهاد است و چهارم عدالت است.» و نيز مىفرمايد:
«الصبر عن الايمان بمنزلة الرأس من الجسد و لا جسد لمن لا رأس له و لا ايمان لمن لا صبر له.»
[٤]: «صبر نسبت به ايمان، در منزلت، سرى نسبت به بدن است و بدنى نيست آن را كه سر در بدن ندارد و بر اين دستور آن را كه صبر نباشد، ايمان نمىتواند داشت.» و نيز فرموده است:
«عليكم بالصبر فانّه به يأخذ الحازم و اليه يعود الجازع.»
: «بر شما باد به شكيبايى! به درستى كه آن كه همّت به امرى گمارد، بايد شكيب آرد و آنكه از حادثه بيتاب شود، بايد بازگشت به شكيبايى نمايد».
و نيز فرموده است:
«ان صبرت جرت عليك المقادير و انت مأجور و ان جزعت
[١] در نسخه سنگى موجود نيست.
[٢] تنبيه الخواطر ١: ٤٠؛ الجامع الصغير ٢:/ ٤٣٤ منتخب كنز العمال ١: ٢٠٨.
[٣] نهج البلاغه ٣: ١٥٧ با تفاوت در الفاظ آن.
[٤] نهج البلاغه ٣: ١٦٨؛ الكافى ٢: ٧٢؛ جامع الاخبار: ١٣٥ با تفاوت اندكى. همچنين اين روايت را التمحيص: ٦٤؛ مشكاة الانوار: ٢١ با تفاوتهايى در الفاظ آن نقل نمودهاند.