تسلیة العباد در ترجمه مُسکن الفؤاد - شهید ثانی - الصفحة ١٠٣ - باب سيم رضا
باب سيّم رضا
قال الله تعالى لِكَيْلا تَأْسَوْا عَلى ما فاتَكُمْ وَ لا تَفْرَحُوا بِما آتاكُمْ.[١] رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَ رَضُوا عَنْهُ.[٢]: «محزون نشويد بر آنچه از شما فوت كرد و خرّم نشويد و رعونت[٣] ننماييد به آنچه شما را عطا فرمود.» و نيز «خوش بوده است خداى از ايشان به طاعت و خشنودند ايشان از خداى به ثواب و پاداش نيك».
بدان كه رضا، ثمره محبت و دوستى است مر خدا را و كسى كه دوست مىدارد چيزى را كار و آثار او را نيز دوست مىدارد و محبت، ثمره معرفت و شناسائى است و آنكه انسانى را دوست دارد از جهت اشتمالش بر صفت كمالى يا به صفت جمالى، هر قدر بيشتر شناسايى حاصل نمايد، بر دوستى او مىافزايد. پس كسى كه به چشم بصيرت و بينش جلال الهى و كمال نامتناهى او- كه از مقصود و گنجايش در اين رساله بيرونست- نظر نمايد، او را دوست مىدارد وَ الَّذِينَ آمَنُوا أَشَدُّ حُبًّا لِلَّهِ آن كسانى كه ايمان به خداى آوردهاند، دوستىشان سخت و محكم و استوارست و چون او را دوست داشت، هر اثرى كه از او صادر شود، مستحسن و مقتضى خشنودى و رضاى خويش مىشمارد، و رضا، ثمرهاى از ثمرات محبت است، بلكه هر كمالى منتهى به رضا مىشود و پس از آنكه رضا، فرع شناسايى و محبت شد، مستلزم تصور رحمتش، اميد به او و مستوجب تصور هيبتش، فروتنى و خشيت براى اوست و در اين حال، با عدم وصول، شوق افزايد و در صورت وصول، انس فراز آيد؛ با فزونى انس، انبساط روى نمايد و با مطالعه
[١] الحديد/ ٢٣.
[٢] المائده/ ١١٩؛ التوبه/ ١٠٠؛ المجادله/ ٢٢؛ البيّنه/ ٨.
[٣] رعونت: خودخواهى، خودآرايى، كم عقلى.