الإنصاف فی النصّ علی الأئمة الإثنی عشر ت رسولی محلاتی - البحرانی، السید هاشم؛ رسولي محلاتي، سيد هاشم - الصفحة ٥٢ - حرف همزه
به دو فرزند دخترت (فاطمه) حسن و حسين گرامى داشتم، و حسن را بعد از پدرش معدن علم خود قرار دادم، و حسين را خزينه وحى خود كردم؛ و او را به شهادت گرامى داشتم، و كارش را به سعادت ختم نمودم؛ پس او بهترين شهيدان، و در درجه والاترين آنها است، كلمه تامّه خود را با او قرار دادم، و حجّت بالغهام را نزد او نهادم (مقصود از كلمه تامّه اسامى پروردگار يا علوم و معارف قرآن يا ائمه اطهارند؛ و مقصود از حجّت بالغه دين كامل حق و يا براهين امامت ائمه اطهار است)، به سبب عترت او جزاى نيك و بد دهم (يعنى ميزان اعمال و پاداش آن، ولايت و اطاعت آنها است) اول ايشان (يعنى عترت امام حسين ٧) علىّ آقاى عبادتكنندگان و زينت اولياى گذشته من است، و فرزند او همنام جدّش پيغمبر محمود (نامش) محمد است كه شكافنده علم و معدن حكمت من است، آنها كه در باره جعفر شك داشته باشند بزودى هلاك شوند، كسى كه (گفتهها يا امامت) او را ردّ كند مانند كسى است كه مرا ردّ كند، اين قول از جانب من ثابت شده كه جعفر را گرامى مىدارم، و او را در باره شيعيان و يارانش خرسند كنم، و پس از او موسى را برگزيدم، و مىرسد (مردم را) بلايى تاريك، جز اينكه رشته واجب من (يعنى رشته امامت) گسيخته