الإنصاف فی النصّ علی الأئمة الإثنی عشر ت رسولی محلاتی - البحرانی، السید هاشم؛ رسولي محلاتي، سيد هاشم - الصفحة ٣٣٩ - حرف عين
(يعنى كسى كه هميشه در گردش است و چنانچه گفتهاند شايد مراد المتقى باللَّه باشد كه مركز خلافت را ترك كرد و مدتى در پناه آل حمدان در نصيبين و رقّه به سر مىبرد)
و المترف (يعنى به ناز و نعمت پرورده) و كديد (يعنى زمين سختى كه گياه از او نرويد و گويند اين لقب با القائم به امر اللَّه مناسب است) و اكبت (كه از «كبت» به معناى ذلت و اهانت است و گويند اين لقب مناسب با الطائع باللَّه است) و مثرب (به معناى مفسد و گويند شايد مراد الظاهر باللَّه باشد) و اكلب (يعنى كسى كه حرص او بيشتر است و چنانچه گفتهاند شايد مراد المقتدى باللَّه باشد) و وثيم (كه محتمل است از «وثم الشيء» به معناى شكسته شدن باشد كه شايد مراد چنانچه گفتهاند المطيع باللَّه باشد كه خلافت بنى عباس در زمان او درهم شكست) و ظلام (يعنى كسى كه بسيار ظلم كند و گويند مراد القاهر باللَّه است) و عينوق (مترجم گويد: براى عينوق معناى مناسبى نيافتم و در بعضى روايات «فيسوق» ضبط شده كه براى آن نيز معنايى نيافتم) و گنبد كبود در بيابان سرخ بنا شود، و پشت سر اينها قيامكننده به حق در عالم نقاب از چهره برافكند (و) مانند ماه در ميان ستارگان (نورافشانى كند) آگاه باشيد كه براى خروجش ده نشانه است كه اولى آنها بيرون آمدن ستاره دنبالهدار است و آن ستاره نزديك ستاره حادى (كه نام يكى از ستارگان است) مىباشد و در آن زمان هرج و مرج و آشوب واقع گردد، و اينها نشانههاى فراوانى نعمت و گياه باشد و از نشانهاى تا نشانه ديگر شگفت است، پس هنگامى كه نشانههاى دهگانه تمام شود آنگاه ماه تابان بر ما آشكار گردد، و كلمه اخلاص براى خداوند بر توحيد تمام شود.