الإنصاف فی النصّ علی الأئمة الإثنی عشر ت رسولی محلاتی - البحرانی، السید هاشم؛ رسولي محلاتي، سيد هاشم - الصفحة ٢٦٦ - حرف سين
و بفهمند، و بعضى از آنها مىپرسيدند ولى درك نمىكردند تا بدان جا كه دوست داشتند كه يك نفر باديهنشين يا بيگانه بيايد و پرسشى از رسول خدا صلّى اللَّه عليه و اله بنمايد تا آنان بشنوند.
و اما من، پس هر روز و هر شب خدمت آن حضرت شرفياب مىشدم و آن بزرگوار با من خلوت مىفرمود و هر جا مىرفت در خدمتش مىرفتم، و اصحاب رسول خدا مىدانند كه اين رفتار را با ديگرى غير از من نمىفرمود؛ و هر زمان پرسش مىكردم جواب مرا مىفرمود، و هر وقت لب فرو مىبستم آن حضرت ابتدا به سخن مىفرمود، و از خدا خواست كه (آنچه به من تعليم مىكند) در حافظهام بسپارد و تفهيم كند، و از آن زمان كه اين را از خدا برايم خواست هرگز چيزى را فراموش نكردم، (روزى) به آن حضرت عرض كردم: اى پيغمبر خدا از آن زمانى كه از خدا برايم خواستى آنچه را خواستى چيزى از آنچه به من تعليم فرمودهاى فراموش نكردهام، پس به چه جهت آنچه به من ياد دهى دستور نوشتن آن را مىدهى؟ آيا از فراموش كردن بر من بيمناكى؟
فرمود: برادرم از فراموشى و ندانستن بر تو بيمناك نيستم در صورتى كه خداوند به من خبر داد كه دعا و خواسته مرا در باره تو و شريكانت كه پس از تو هستند پذيرفته و مستجاب فرموده و ما براى آنان مىنويسيم، عرض كردم: اى رسول خدا شريكان من كيانند؟ فرمود: آنان كه خداوند (نامشان