الإنصاف فی النصّ علی الأئمة الإثنی عشر ت رسولی محلاتی - البحرانی، السید هاشم؛ رسولي محلاتي، سيد هاشم - الصفحة ١٣٨ - حرف همزه
دهى تو داناترين اصحاب محمد هستى به كتاب و سنت و تمام آنچه مىخواهم از تو سؤال كنم.
عمر گفت: من بدان پايه نيستم ولى تو را به كسى كه او داناترين امّت ما است به كتاب و سنت و به تمام آنچه تو از آن سؤال مىكنى راهنمايى مىكنم و او اين است- پس اشاره به على ٧ كرد- يهودى به وى گفت: اگر چنين است كه مىگويى پس تو را چه و بيعت مردم؟ زيرا داناترين آنها اوست (و تو نيستى) عمر به او پرخاش كرد، يهودى برخاسته نزد على ٧ آمد و گفت: تو آن گونهاى كه عمر گفت؟ فرمود: عمر چه گفت؟ كلام عمر را نقل كرد و گفت: اگر آن چنان هستى كه عمر گفت از چيزهايى از تو سؤال مىكنم كه مىخواهم بدانم آيا هيچ كدام از شما آنها را مىداند تا بدانم كه شما در ادعايتان كه ما بهترين امتها و داناترين آنهاييم راستگو و صادق هستيد؛ و در اين صورت در دين شما اسلام وارد خواهم شد؟ امير المؤمنين ٧ فرمود: آرى، من چنانم كه عمر برايت گفت، هر چه خواهى بپرس ان شاء اللَّه تعالى تو را به آنها خبر دهم.
يهودى گفت: از سه چيز و سه چيز و يك چيز به من خبر ده، على ٧ فرمود: چرا نگفتى: از هفت چيز