الإنصاف فی النصّ علی الأئمة الإثنی عشر ت رسولی محلاتی - البحرانی، السید هاشم؛ رسولي محلاتي، سيد هاشم - الصفحة ٤٥٣ - حرف هاء
هلاك شد از روى بينش، و زنده شود آنكه زنده شد از روى بينش، و تا اينكه آنچه بندگان از پروردگارشان ندانستهاند فرا گيرند، و او را به پروردگاريش پس از انكارشان بشناسند، و سپاس خدايى را كه جانشينى را بر ما خاندان، نيكو فرمود، و اجر ماتممان يعنى در بهترين پدران رسول خدا را از پروردگار اميد داريم؛ و مزد مصيبتمان را در مرگ امير المؤمنين هم از او مىخواهيم، چون شرق و غرب به مرگش مصيبت زده شد، و به خدا سوگند نه درهمى و نه دينارى به ارث گذارد، جز چهار صد درهم كه آن را جهت خريدن خادمى براى منزلش گذارده بود، و هر آينه جدّم رسول خدا صلّى اللَّه عليه و اله به من فرمود: كه امر (امامت) را دوازده نفر از اهل بيتش و برگزيدگان (از خاندانش) مالك شوند، و از ما نيست كسى جز اينكه يا كشته گردد و يا مسموم شود.
سپس از منبر به زير آمد و ابن ملجم را طلبيد؛ او را نزد آن حضرت آوردند؛ گفت: اى فرزند رسول خدا مرا زنده بگذارى براى شما بهتر است زيرا من شرّ دشمنت (معاويه را در شام) كفايت مىكنم، حضرت شمشير را به طرفش بلند كردند او دستش را سپر كرد انگشت كوچك دستش را قطع كرد، حضرت ضربت ديگرى بر سرش زده او را كشتند، لعنة اللَّه عليه.[١]
[١] كفاية الأثر: ١٦٠.