الإنصاف فی النصّ علی الأئمة الإثنی عشر ت رسولی محلاتی - البحرانی، السید هاشم؛ رسولي محلاتي، سيد هاشم - الصفحة ٣٢١ - حرف عين
گفت: وارد شدم بر آقايم حضرت هادى ٧ همين كه مرا ديد فرمود: خوش آمدى اى ابو القاسم تو به راستى ولىّ ما هستى. گويد: به وى عرض كردم: اى فرزند رسول خدا من مىخواهم دين خود را بر شما عرضه نمايم اگر پسنديده است بر آن پابرجا بمانم تا خداى عز و جل را ديدار كنم؟
فرمود: بياور اى ابو القاسم، عرض كردم: من گويم (و معتقدم) كه خداى تبارك و تعالى يگانه است و مانندش چيزى نيست، از دو حدّ ابطال (يعنى نفى او) و حدّ تشبيه (يعنى شباهتش به موجودات) بيرون است، و جسم و صورت و عرض و جوهر نيست، بلكه او پديد آرنده جسمها و نقش دهنده صورتها و آفريننده اعراض و جواهر و پرورنده هر چيز و مالك و به وجود آورنده و پديد آورنده آن است، و گويم: كه محمد بنده و فرستاده او و خاتم پيغمبران است و پس از او تا روز قيامت پيغمبرى نيست، و اينكه شريعت او آخرين شريعتها است و پس از او تا روز قيامت شريعتى نيست، و گويم: كه امام و خليفه و ولىّ امر بعد از او امير المؤمنين على بن ابى طالب ٧ است، و سپس حسن و بعد حسين و پس از او على بن الحسين و بعد محمد بن على الباقر و پس