الإنصاف فی النصّ علی الأئمة الإثنی عشر ت رسولی محلاتی - البحرانی، السید هاشم؛ رسولي محلاتي، سيد هاشم - الصفحة ٥٢٥
مسلمين آن زمان بودهاند و اجماع آنها بر ديگران كه در آن زمان بودهاند و آنان كه بعد از آنان مىآيند حجت نيست.
گذشته از اينكه اين ادعا نيز باطل است چون بنى هاشم در ابتداى امر بيعت نكردند و مخصوصا امير المؤمنين ٧ كه امير بر تمامى آنها بود و اهل بيت پيغمبر صلّى اللَّه عليه و اله و شيعيانشان چون سلمان و ابو ذر و مقداد كه تمامى آنها در ابتداى امر بيعت نكردند و آنها جمعيت محترم و دانشمندانى از مدينه بودند، پس با بيعت نكردن آنها اين چگونه اجماعى بوده؟
و اما اگر مقصود اجماع اهل سقيفه بنى ساعده است آن نيز حجت نيست همان طور كه ذكر شد، خصوص با آن اختلافى كه بين آنها رخ داد كه شمشيرها به روى هم كشيدند و نزديك بود كشتار واقع شود، پس بعضى تسليم شدند و بعضى تسالم كردند، ابن ابى الحديد در شرح نهج البلاغة گويد: اگر عمر با ابو بكر بيعت نكرده بود أحدى با ابو بكر بيعت نمىكرد، و گواهى ابن ابى الحديد كه از بزرگان دانشمندان اهل سنت و از معتزله و پيرو ابى حنيفه است براى ما در اين قصه كافى است، زيرا او بر اصول و فروع مذهب ايشان آگاه است؛ پس با اين وضع چگونه اجماعى در كار بوده است؟