الإنصاف فی النصّ علی الأئمة الإثنی عشر ت رسولی محلاتی - البحرانی، السید هاشم؛ رسولي محلاتي، سيد هاشم - الصفحة ٣٢٩ - حرف عين
سلام مىكردند تا اين كه خانه پر شد و در اين هنگام على ٧ وارد شد و سلام كرد و نتوانست (از زيادى جمعيت) نزديك آن حضرت برود و مردم هم راه ندادند، پس همين كه اين جريان را ديد بستر خود را بلند كرد و فرمود: يا على نزد من آى، همين كه مردم اين (محبت را از آن حضرت نسبت به على ٧ ديدند) بعضى از آنها بر بعضى ديگر فشار آوردند و براى او راه باز كردند تا اين كه على ٧ از ميان آنان گذشت (و نزد رسول خدا صلّى اللَّه عليه و اله آمد) حضرت او را پهلوى خود نشانيد سپس فرمود: اى گروه مردم در حيات و زندگى من كه اين گونه با اهل بيتم رفتار كنيد، پس چگونه بعد از مرگم (با آنان رفتار خواهيد كرد؟) به خدا سوگند هر مقدار به اهل بيت من نزديك شويد به همان اندازه به خدا تقرّب جسته و نزديكتر شويد؛ و هر گامى كه از آنان دور شويد و اعراض كنيد به همان مقدار خداوند از شما اعراض كند؛ سپس فرمود: اى گروه مردم گوش فرا داريد، هر آينه رضايت و خشنودى و دوستى براى آن كس است كه على را دوست دارد و ولايت او را بر خود نهد، و به جهت فضيلتش به او و اوصياى من پس از وى اقتدا كند، و بر پروردگار من لازم و حتم است كه دعاى مرا در باره ايشان مستجاب فرموده، به درستى كه ايشان دوازده وصى هستند و هر كه پيروى مرا كند او از من است و من از ابراهيم (خليل ٧) مىباشم و ابراهيم از