الإنصاف فی النصّ علی الأئمة الإثنی عشر ت رسولی محلاتی - البحرانی، السید هاشم؛ رسولي محلاتي، سيد هاشم - الصفحة ٢٧٠ - حرف سين
ابى طالب ٧ فرمود: روزى به مردى كه نامش را براى من برد عبور كردم پس آن مرد به من گفت: محمد نيست مگر همانند درختى كه در خاكروبه روييده شده است. من نزد پيغمبر صلّى اللَّه عليه و اله رفتم و آنچه شنيده بودم براى آن حضرت بيان كردم. آن حضرت غضب فرمود، و به حال غضب بيرون آمد و به منبر رفت. انصار كه غضب رسول خدا را ديدند لباس جنگ بر تن كردند، پس آن حضرت فرمود: چه شده است مردمانى كه مرا به خويشانم سرزنش كنند، در صورتى كه از من شنيدند كه مىگويم در باره ايشان آنچه مىگويم از برترى دادن خداوند عز و جل ايشان را، و شنيدند آنچه در باره اهل بيت و وصيم بيان كردم و آنچه خداوند به واسطه آن او را گرامى داشته و برترى داده و به آن امتيازش داده از پيشى گرفتن او به اسلام و گرفتاريهايش در باره آن و نزديكى و قرابتش به من و اينكه او نسبت به من به منزله هارون است نسبت به موسى، پس (آنكه مرا سرزنش كند) به وصىّ من عبور كند و پندارد كه من و اهل بيتم همانند درخت خرمايى هستيم كه در خاكروبه روييده باشد همانا خداوند خلق خود را آفريد و آنان را دو دسته كرد و مرا در بهترين آن دو دسته قرار داد پس آن دسته را نيز سه شعبه كرد و مرا در بهترين شعبهها و