الإنصاف فی النصّ علی الأئمة الإثنی عشر ت رسولی محلاتی - البحرانی، السید هاشم؛ رسولي محلاتي، سيد هاشم - الصفحة ١٣٥ - حرف همزه
گفت: چون زمان رحلت حضرت باقر ٧ نزديك شد فرزندش حضرت صادق ٧ را خواند تا عهدى را به وى سفارش كند، برادرش زيد بن على عرض كرد: گمان دارم اگر در باره من مانند حسن و حسين رفتار فرمايى (و عهد امامت را به من بسپارى) كار بدى نكردهاى؟ فرمود: اى ابا الحسن (سپردن) امانات و عهدها به رسومات و كردار گذشتگان نيست، آنها امورى است كه از حجتهاى پروردگار عز و جل گذشته است، سپس جابر بن عبد اللَّه انصارى را طلبيد و به او فرمود:
اى جابر آنچه را از صحيفه مشاهده كردهاى براى ما بيان كن، جابر عرض كرد: بلى اى ابا جعفر وارد شدم بر حضرت فاطمه دختر رسول خدا ٦ تا وى را به نوزادش حسين ٧ تهنيت گويم، در آن هنگام در دستش صحيفه سفيدى از مرواريد بود؛ عرض كردم: اى بانوى زنان عالم اينكه با شما است چيست؟ فرمود: در آن اسامى امامهايى كه از فرزندان منند مىباشد، عرض كردم: به من مرحمت فرما تا من هم در آن نظر كنم، فرمود: اى جابر اگر قدغن نبود چنين مىكردم: لكن ممنوع شده است كه بجز پيغمبر يا وصى پيغمبر يا اهل بيت پيغمبر با آن تماس پيدا كند؛ ولى تو