الإنصاف فی النصّ علی الأئمة الإثنی عشر ت رسولی محلاتی - البحرانی، السید هاشم؛ رسولي محلاتي، سيد هاشم - الصفحة ٤٤ - حرف همزه
و آن چهار نفرى كه مالك جهنم سر پوش را از آنها برداشت و با پيغمبر صحبت كردند كه بودند؟ و خبر ده از منزل پيغمبرتان كه در كجاى بهشت است؟ حضرت فرمود: اما اولين كلامى كه پيغمبر ما ٦ بدان تكلم فرمود قول خداى تعالى است: آمَنَ الرَّسُولُ بِما أُنْزِلَ إِلَيْهِ مِنْ رَبِّهِ[١] (ايمان آورده است پيغمبر به آنچه فرستاده شده است بسوى او از جانب پروردگارش) عرض كرد: اين كلام را اراده نكردم، فرمود: كلام رسول خدا ٦ وَ الْمُؤْمِنُونَ كُلٌّ آمَنَ بِاللَّهِ[٢] (و مؤمنان هر كدام ايمان آوردند به خدا).
عرض كرد: اين را نيز نخواستم، حضرت فرمود: بگذار امر پنهان باشد؟ عرض كرد: (قانع نشوم) تا مرا خبر دهى كه تو آن نيستى (كه من براى ديدار او آمدهام و خداى تعالى در شب معراج در بارهات با پيغمبر تكلم كرد؟) حضرت فرمود: اكنون كه اصرار دارى پس (بدان كه) وقتى رسول خدا ٦ از نزد پروردگار خويش مراجعت كرد پيش از آنكه به جايگاه جبرئيل برسد فرشتهاى بر او بانگ زد و گفت: اى احمد! رسول خدا فرمود: لبيك (بلى) گفت: خداى تعالى تو را سلام مىرساند و مىفرمايد: سلام (ما را) بر آقا و ولىّ برسان پيغمبر فرمود: آقا و ولىّ كيست؟ عرض كرد:
[١] بقره: ٢٨٥.
[٢] بقره: ٢٨٥.