الإنصاف فی النصّ علی الأئمة الإثنی عشر ت رسولی محلاتی - البحرانی، السید هاشم؛ رسولي محلاتي، سيد هاشم - الصفحة ٥٣ - حرف همزه
نمىشود، و حجت من مخفى نمىماند، و دوستان من هرگز از بين نروند،
هر كس يكى از آنها را انكار كند نعمت مرا انكار كرده، و هر كس آيهاى از كتاب مرا تغيير دهد بر من افتراء زده است، واى بر آنها كه پس از سپرى شدن زمان بنده و برگزيده و دوست من موسى (امامت فرزندش على) را منكر شوند، هر كه هشتمين آنها را تكذيب كند تمام اولياء مرا تكذيب كرده، و علىّ (فرزند موسى ٨) ولى و ياور من است و كسى است كه بارهاى سنگين (علم) نبوت را بر او مىنهم. و بواسطه تحمل آنها امتحانش كنم، عفريتى خود خواه او را مىكشد (عفريت به شخص مكّار و حيلهگر گويند و مقصود در اينجا مامون عباسى است) در شهرى كه بنده صالح بنا كرده (مقصود از بنده صالح ذو القرنين است كه طوس يكى از بناهاى اوست) نزد بدترين خلق من (مقصود هارون است) دفن شود، در حكم مقدّر من ثابت است كه ديدگان او را به فرزندش محمد روشن كنم، و محمد پس از وى جانشين اوست، و وارث علم و معدن حكم، و محل راز و حجت من بر خلقم مىباشد؛ بهشت را جايگاه او قرار دادم و در باره هفتاد نفر از اهل بيتش شفاعت او را قبول كنم در صورتى كه تمام آنها مستوجب آتش دوزخند (مترجم گويد: در كتاب كافى و غيبت شيخ طوسى و ديگران عبارت