الإنصاف فی النصّ علی الأئمة الإثنی عشر ت رسولی محلاتی - البحرانی، السید هاشم؛ رسولي محلاتي، سيد هاشم - الصفحة ٥١ - حرف همزه
براى پدرم آورد (و نزد او گذارد) پدرم فرمود: اى جابر! تو در آن نگاه كن تا من بر تو بخوانم، جابر در آن نسخه نگاه مىكرد و پدرم خواند، و به خداى يگانه سوگند يك حرف كم و زياد و پس و پيش نبود، جابر گويد: به خدا سوگند من در آن لوح ديدم كه نوشته بود:
بسم اللَّه الرحمن الرحيم: اين نامهاى است از خداوند داناى عزيز بر محمد، نور و نماينده و راهنماى او كه روح الامين از نزد پروردگار بر او نازل كرده است: اى محمد! اسامى مرا بزرگ شمار، و نعمتهاى مرا شكر گذار، و آنچه از آنها به تو دادهام انكار مكن، منم خدايى كه جز من معبودى نيست، منم در هم شكننده ستمگران؛ و بيچارهكننده زور گويان، و هلاككننده منكران، و پاداش دهنده مردمان، در روز جزا. منم خدايى كه جز من معبودى نيست، پس هر كه به غير كرم من اميد داشت، يا از غير عدل من بيم داشت، او را چنان عذاب كنم كه هيچ كس را آن چنان عذاب نكرده باشم، پس (اى محمد) تنها مرا عبادت و پرستش كن، و بر من توكل نما، (اى محمد) هيچ پيغمبرى را مبعوث نكردم كه روزگارش سپرى شود، و عمرش به پايان رسد مگر اينكه براى او وصى قرار دادم، و تو را بر تمام پيغمبران و وصى تو را بر تمام اوصياء برترى دادم و او را پس از تو