الإنصاف فی النصّ علی الأئمة الإثنی عشر ت رسولی محلاتی - البحرانی، السید هاشم؛ رسولي محلاتي، سيد هاشم - الصفحة ٣٢ - حرف همزه
شمشير زند، و دفع دشمن از آن بزرگوار نمايد (راوى) گفت: در اين هنگام مردى از دوستان بنى اميه وارد شد حضرت سخن خود را بريد، مجددا خواستم آن بزرگوار دنباله مطلب را بيان فرمايد ولى موفق نشدم تا يازده مرتبه اين موضوع تكرار شد و در هيچ يك از اين يازده مرتبه موفق به استماع دنباله مطلب نشدم، تا سال بعد كه مجددا خدمت حضرت رسيدم، حضرت نشسته بود و به من فرمود: اى ابراهيم! (دوازدهمين آنان) كسى است كه پس از سختى زياد و بلايى طولانى و ترس و وحشت و گرسنگى، ناراحتيهاى شيعيان را برطرف مىكند، خوشا به حال كسى كه آن زمان را دريابد، اى ابراهيم! (آنچه گفتم) تو را كافى است. ابراهيم گويد آن سال با چيزى بهتر از آنچه از حضرت شنيده بودم و دلچسبتر برنگشته بودم.[١]
چهارم: نعمانى در كتاب غيبت[٢] از ابراهيم كرخى (حديثى نظير آنچه گذشت از طريق ديگر) از حضرت صادق ٧ نقل كرده كه چون سند آن اختلاف داشت طبق عادت خود و ساير محدثين رضوان اللَّه عليهم در اينجا ذكر نمودم و البته نظير اين تكرار در كتاب قليل و نادر است.
[١] كمال الدين و تمام النعمة: ٣٣٥.
[٢] الغيبة لمحمّد بن ابراهيم النعماني: ٩٠.