شرح مناجات شعبانيه - محمدى گيلانى، محمد - الصفحة ١٩٥ - حوائج فطرى
دعا مىكند خداى- عز و جل- به دو فرشته مىفرمايد: كه اجابتش كردم، ولى حاجتش را حبس كنيد زيرا من دوست دارم صوتش را بشنوم، و عبد «بدسيرت» كه دعا مىكند، خداوند تبارك و تعالى مىفرمايد: در قضاى حاجت وى عجله كنيد «تا دهان گندزايش را ببندد» زيرا صوتش مبغوض من است.
و مضمون اين خبر را عارف چه نيكو پرورانده است:
|
چون خدا خواهد كه مان يارى كند |
ميل ما را جانب زارى كند |
|
|
بنده مى نالد بحق از درد خويش |
صد شكايت مى كند از رنج خويش |
|
|
حق همى گويد كه آخر رنج و درد |
مر تورا لابه كنان و زار كرد |
|
|
خوش همى آيد مرا آواز او |
آن خدايا گفتن و آن راز او |
|
|
و انك اندر لابه و در ماجرا |
مىفريباند به هر نوعى مرا |
|
|
طوطيان و بلبلان را از پسند |
از خوش آوازى قفس در مىكنند |
|
|
زاغ را و جغد را اندر قفس |
كى كنند اين خود نيامد در قصص |
|
حوائج فطرى
هر پديدهاى در اين جهان مشهود طبعا طالب خير و كمال و متنفر از نقص و كاستى است و نفوس آدمى اعم از سعدا، اخيار و اشقيا و اشرار، مشمول اين قانون آفرينشند، يعنى مفطور به گرايش به كمال و به انزجار از نقصانند و محور حوائج در دعاهاى وارده از ائمه اهل البيت : همين دو حاجت فطرى است، و به تعبير روشنتر توقان و شوق به خيرات و گريز از هر نقص و موجبات آن، در دعاهاى