شرح مناجات شعبانيه - محمدى گيلانى، محمد - الصفحة ١٣٦ - موهبت ستر و حجاب
گرديدهاى. آن پير گنهكار عرض مىكند: پروردگارا، من مرتكب چنين اعمالى نشدهام! در صورتى كه آن معاصى را انجام داده است، پس حقتعالى امر مىفرمايد كه او را به بهشت ببريد، در اين هنگام فرشتگانى كه كاتبان اعمال آن گنهكارند و آمار معاصى او را ثبت كردهاند عرض مىكنند: پروردگارا تو خود دانايى كه اين پير آلوده، گناهان مورد اشاره را انجام داده است! خداى تعالى مىفرمايد: بلى مىدانم ولى چون اين بنده پيرم انكار نموده، من از وى حيا كردم كه ريش سفيدش را تكذيب كنم!
|
كرم بين و لطف خداوندگار |
گنه بنده كرده است و او شرمسار |
|
با اعتماد به همين وصف ستاريت خداوند غفور است كه در اين فراز مناجات، از حضرت غفار الذنوب مسألت مىكند كه: «الهى گناهانى را در دنيا بر من مستور ساختى كه در آخرت به ستر آنها محتاج ترم» و اين نويسنده ذو الشيبه نيز اميدوار است كه حضرت ستار العيوب بر ريش سفيدش رحمت آرد:
|
دلم مىدهد گاه گاه اين نويد |
كه حق شرم دارد ز موى سفيد |
|
|
عجب باشد ار شرم دارد زمن |
كه شرمم نمىآيد از خويشتن |
|
«الهى بحلمك أمهلتنى و بسترك سترتنى حتى كانك اغفلتنى و من عقوبات المعاصى جنبتنى حتى كأنك استحييتنى.»