سيماي امام علي در قرآن (ترجمه شواهد التنزيل) - حاکم حسکاني؛ مترجم يعقوب جعفري - الصفحة ٢٢٥ - ١١٦ و نيز در اين سوره نازل شده است و أنذر عشيرتك الأقربين
و خويشاوندان نزديك خود را بيم بده.
(سوره شعراء آيه ٢١٤) ٥٨٠- عن البراء قال: لما نزلت: (و أنذر عشيرتك الأقربين) جمع رسول اللّه ٦ و سلم بني عبد المطلب و هم يومئذ أربعون رجلا، الرجل منهم يأكل المسنّة و يشرب العسّ، فأمر عليا برجل شاة فآدمها ثم قال: ادنوا بسم اللّه. فدنا القوم عشرة عشرة فأكلوا حتى صدروا، ثم دعا بقعب من لبن فجرع منه جرعة ثم قال لهم: اشربوا ببسم اللّه. فشرب القوم حتّى رووا فبدرهم أبو لهب فقال: هذا ما أسحركم به الرجل! فسكت النبي ٦ يومئذ فلم يتكلم، ثم دعاهم من الغد على مثل ذلك من الطعام و الشراب ثم أنذرهم رسول اللّه ٦ و سلّم فقال: يا بني عبد المطلب إنّي أنا النذير إليكم من اللّه عزّوجلّ، و البشير بما لم يجيء به أحد، جئتكم بالدنيا و الآخرة فأسلموا و أطيعوني تهتدوا، و من يواخيني منكم و يوازرني؟ و يكون وليّي و وصيّي بعدي و خليفتي في أهلي و يقضي ديني؟ فسكت القوم، و أعاد ذلك ثلاثا كلّ ذلك يسكت القوم و يقول عليّ:
أنا. فقال: أنت. فقام القوم و هم يقولون لأبي طالب: أطع ابنك فقد أمّره عليك! براء گفت: وقتى آيه: «و انذر عشيرتك الاقربين» نازل شد، پيامبر خدا فرزندان عبد المطلب را جمع كرد و آنان در آن روز چهل مرد بودند و هر كدام از آنان گوشت شترى را مىخوردند و ظرف بزرگى آب مىنوشيدند، پيامبر به على فرمان داد كه پاچه گوسفندى را آماده كند، سپس گفت: به نام خدا نزديك شويد، آن قوم ده نفر ده نفر نزديك شدند و خوردند و سير شدند، سپس كاسه شيرى را خواست و جرعهاى از آن نوشيد و به آنان گفت: به نام خدا بياشاميد و آن قوم نوشيدند و سيراب شدند، ابولهب سخن آغاز كرد و گفت: اين چيزى است كه اين مرد با آن شما را جادو كرده است! پيامبر ساكت گرديد و در آن روز چيزى نگفت.
فرداى آن روز هم آنان را به خوردن و آشاميدن دعوت كرد آنگاه آنان را بيم داد و گفت: اى فرزندان عبد المطلب همانا من از سوى خداوند، بيم دهنده و مژده دهنده