سيماي امام علي در قرآن (ترجمه شواهد التنزيل) - حاکم حسکاني؛ مترجم يعقوب جعفري - الصفحة ١٢٤ - ٤٦ و نيز در اين سوره نازل شده است و إذ يمكر بك الذين كفروا ليثبتوك أو يقتلوك أو يخرجوك و يمكرون و يمكر الله و الله خير الماكرين
رؤية نبيّه و هو يقرأ: (يس و القرآن الحكيم- إلى قوله:- فأغشيناهم فهم لا يبصرون) فلمّا أصبح رسول اللّه أذن اللّه له بالخروج إلى المدينة و كان آخر من قدم إلى المدينة من الناس فيمن لم يفتن في دينه- أو لم يحبس- عليّ بن ابى طالب و ذلك إنّ رسول اللّه أخّره بمكّة و أمره أن ينام على فراشه و أجّله ثلاثا و أمره أن يؤدّي إلى كلّ ذي حقّ حقّه ففعل ثمّ لحق برسول اللّه صلى اللّه عليه و آله و سلم و اطمأنّ الناس و نزلوا إلى أرض أمن مع إخوانهم من الأنصار.
ابن عباس گفت: چون قريش براى اين منظور (توطئه بر ضدّ پيامبر) تصميم گرفتند و وعده گذاشتند كه در دار الندوه جمع شوند و درباره پيامبر خدا مشورت كنند، در آن روز موعود گرد هم آمدند و آن روز را روز رحمت مىگفتند، شيطان در شكل يك پيرمرد بزرگوار كه لباس خشنى داشت بر در ايستاد و خود را به آنان نشان داد، چون او را ديدند كه بر در ايستاده، گفتند: شيخ كيست؟ گفت: پيرمردى از اهل نجد كه آنچه را كه شما وعده گذاشته بوديد شنيد و با شما حاضر شد تا آنچه را كه مىگوييد بشنود و اميد است كه از راى و نصيحت خود بر شما دريغ نكند. گفتند:
آرى داخل شو. او با آنها داخل شد و در آنجا اشراف قريش از هر قبيلهاى حاضر بودند، از بنى عبد شمس عتبه و شيبه فرزندان ربيعه و ابو سفيان بن حرب، و از بنى نوفل بن عبد مناف طعمة بن عدى و جبير بن مطعم و حرث بن عامر بن نوفل، و از بنى عبد الدار بن قصى، نضر بن حرث بن كلده، و از بنى اسد بن عبد العزّى، ابو البخترى بن هشام و زمعة الاسود بن مطلب و حكيم بن حزام، و از بنى مخزوم، ابو جهل بن هشام و از بنى سهم، نبيه و منبّه فرزندان حجاج و از بنى جمح، امية بن خلف يا كس ديگرى از اين قبيله و كسان ديگرى جز آنان كه از قريش نبودند.
بعضى از آنان به بعضى ديگر گفتند: كار اين مرد به جايى رسيده كه مىبينيد و سوگند به خدا ما در امان نيستيم كه با پيروان خود بر ما حمله كند، پس به اتفاق درباره او نظر بدهيد و مشورت كنيد، آنگاه يكى از آنان گفت: او را در آهن زندانى كنيد و در را به روى او ببنديد سپس در انتظار باشيد تا به او همان رسد كه به شاعران