سيماي امام علي در قرآن (ترجمه شواهد التنزيل) - حاکم حسکاني؛ مترجم يعقوب جعفري - الصفحة ٣٨٥ - ٢٠١ و نيز در اين سوره نازل شده است إذ انبعث أشقاها
١٠٩٨- عن عمر بن صهيب، عن أبيه قال: قال رسول اللّه ٦ يوما لعلي: من أشقى الأولين؟ قال: الذي عقر الناقة. قال: صدقت، فمن أشقى الآخرين؟ قال: لا أدري. قال: الذي يضربك على هذه. و أشار النبي صلى اللّه عليه و آله و سلم بيده إلى يافوخه.
قال: فكان عليّ يقول: يا أهل العراق أما و اللّه لوددت أن لو انبعث أشقاكم فخضب هذه اللحية من هذه. و وضع يده على مقدم رأسه.
عمر بن صهيب از پدرش نقل مىكند كه رسول خدا روزى به على گفت:
شقىترين اولين كيست؟ گفت: كسى كه شتر (صالح) را پى كرد، گفت: راست گفتى، شقىترين آخرين كيست؟ گفت: نمىدانم، گفت: كسى كه به اينجاى تو مىزند و با دستش به فرق سرش اشاره كرد. مىگويد: على همواره مىگفت: اى اهل عراق دوست دارم كه شقىترين شما برخيزد و اين ريش را از اين خضاب كند و دست خود را بر جلوى سرش مىگذاشت.
١٠٩٩- عن زيد بن أسلم أنّ أبا سنان الدؤلي حدّثه أنّه عاد عليّا في شكوة اشتكاها فقال له: لقد تخوّفنا عليك يا أبا الحسن في شكواك هذا. فقال، و لكنّي و اللّه ما تخوفت على نفسي منه، لأنّي سمعت الصادق المصدّق ٦ يقول: إنّك ستضرب ضربة هاهنا، و ضربة ههنا- و أشار إلى صدغيه- يسيل دمها حتى يخضب لحيتك و يكون صاحبها أشقاها كما كان عاقر الناقة أشقى ثمود.
زيد بن اسلم گفت: ابو سنان دؤلى به او خبر داد كه على را در يك بيمارى كه به او عارض شد عيادت كرد و به او گفت: اى ابو الحسن ما در اين بيمارى بر تو ترسيديم، على گفت: ولى من از آن نترسيدم چون از صادق مصدق (پيامبر خدا) شنيدم كه مىگفت: بزودى به تو ضربتى از اينجا مىزنند و (به گيجگاه خود اشاره كرد) و خون از آن مىريزد و ريش تو را خضاب مىكند و كسى كه اين كار را مىكند شقىترينشان است همانگونه كه پى كننده ناقه، شقىترين قوم ثمود بود.
١١٠٠- عن عمير بن عبد الملك قال: خطبنا عليّ ٧ على منبر الكوفة