سيماي امام علي در قرآن (ترجمه شواهد التنزيل) - حاکم حسکاني؛ مترجم يعقوب جعفري - الصفحة ٣٦١ - ١٨٧ و از سوره انسان(دهر) نازل شده است
وسيله آن به آنان سودى برساند، من گفتم: من براى خدا نذر مىكنم كه اگر دو حبيب من از بيمارىشان بهبود يابند سه روز روزه مىگيرم، فاطمه گفت: من نيز نذر مىكنم كه اگر دو فرزندم از بيمارىشان بهبود يابند سه روز روزه مىگيرم، كنيزشان فضه گفت: من نيز نذر مىكنم كه اگر دو سرور من از بيمارىشان بهبود يابند سه روز روزه مىگيرم.
خداوند لباس عافيت به آن دو جوان پوشانيد و اين در حالى بود كه نزد آل محمد چيزكم و زيادى نبود، آن روز را روزه گرفتند و على به بازار رفت و شمعون يهودى در بازار بود و با او آشنا بود، به او گفت: اى شمعون سه صاع جو و مقدارى پشم به من بده تا فاطمه آن را بريسد، شمعون آنچه را كه على خواسته بود به او داد، جو را در رداى خود و پشم را در زير بغل خود قرار داد و به منزلش آمد و جو را خالى كرد و پشم را انداخت، فاطمه يك صاع از آن جو را آرد كرد و خمير نمود و از آن پنج قرص نان درست كرد و على نماز مغرب را خواند و به منزل آمد تا افطار كند، فاطمه نان جو و نمك نرم و آب پاكيزهاى را به او داد، وقتى نزديك شد كه افطار كنند، مسكينى بر در خانه ايستاد و گفت: سلام بر شما اى خاندان محمد! مسكينى از اولاد مسلمانان هستم، مرا طعام دهيد خدا شما را با نعمتهاى بهشتى طعام بدهد على گفت:
اى فاطمه كه داراى رشد و يقين هستى، اى دختر بهترين مردم، آيا نمىبينى بيچاره مسكينى را كه گرسنه و نالان پيش ما آمده است؟ دم در ايستاده و براى او نالهاى است و به خدا شكايت مىكند و اظهار حاجت مىكند، هر انسانى در گرو كار خود است.
فاطمه در پاسخ گفت:
فرمان تو نزد من اى پسر عمو مطاع است من نه مذمت و نه زارى مىكنم، به او بده و لحظهاى درنگ نكن، براى او در گرسنگى اميد پناه داريم و به نيكان و مردم (خوب) ملحق مىشويم و با شفاعت وارد بهشت مىشويم.