سيماي امام علي در قرآن (ترجمه شواهد التنزيل) - حاکم حسکاني؛ مترجم يعقوب جعفري - الصفحة ٣٥٥ - ١٨٦ و نيز از سوره قيامت نازل شده است فلا صدق و لا صلى و لكن كذب و تولى ثم ذهب إلى أهله يتمطى أولى لك فأولى
أنا جندب بن جنادة أبوذر الغفاري سألتكم بحق اللّه و حق رسوله أسمعتم رسول اللّه يقول: ما أقلّت الغبراء و لا أظلّت الخضراء ذالهجة أصدق من أبي ذر؟ قالوا: اللهم نعم. قال: أتعلمون أيها الناس أنّ رسول اللّه جمعنا يوم غدير خمّ ألف و ثلاث مائة رجل، و جمعنا يوم سمرات خمسمائة رجل، و في كلّ ذلك يقول: اللهم من كنت مولاه فإن عليا مولاه، اللهم و ال من والاه و عاد من عاداه فقام عمر فقال: بخ بخ لك يا ابن أبي طالب أصبحت مولاي و مولا كلّ مؤمن و مؤمنة. فلّما سمع ذلك معاوية بن أبي سفيان، اتّكأ على المغيرة بن شعبة؛ و قام و هو يقول لا نقرّ لعلي بولاية، و لا نصدق محمّدا في مقالة. فأنزل اللّه تعالى على نبيّه (فلا صدّق و لا صلّى و لكن كذّب و تولّى، ثمّ ذهب إلى أهله يتمطّى، أولى لك فأولى) تهدّدا من اللّه تعالى و انتهارا فقالوا: اللهم نعم.
عمار ياسر گفت: نزد ابوذر غفارى در مجلس ابن عباس بودم و بر او خيمهاى بود و او با مردم سخن مىگفت كه ابوذر برخاست و دست خود را به ستون خيمه زد و گفت: اى مردم هر كس مرا مىشناسد كه مىشناسد و هر كس نمىشناسد نام خودم را به او مىگويم، من جندب بن جناده ابوذر غفارى هستم، شما را به حق خدا و رسولش آيا از پيامبر خدا شنيديد كه گفت: زمين حمل نكرده و آسمان سايه نينداخته بر سخنگويى كه راستگوتر از ابوذر باشد؟ گفتند: آرى. گفت: اى مردم آيا مىدانيد كه پيامبر خدا روز غدير خم ما را كه هزار و سيصد نفر بوديم جمع كرد و روز سمرات ما را كه پانصد نفر بوديم جمع كرد و در هر دو مورد گفت: خدايا هر كس كه من مولاى او هستم على مولاى اوست، خدايا كسى را كه او را دوست بدارد دوست بدار و كسى را كه او را دشمن بدارد دشمن بدار، پس عمر برخاست، و گفت: به به اى پسر ابو طالب! مولاى من و مولاى هر مرد و زن مؤمنى شدى.
وقتى معاوية بن ابى سفيان اين سخن را شنيد به مغيرة بن شعبه تكيه كرد و بلند شد در حالى كه مىگفت: ما به ولايت على اقرار نمىكنيم و سخن محمد را تصديق نمىكنيم، پس خداوند اين آيه را نازل كرد: «فلا صدق و لا صلى و لكن كذب و تولى» و اين