سيماي امام علي در قرآن (ترجمه شواهد التنزيل) - حاکم حسکاني؛ مترجم يعقوب جعفري - الصفحة ٢٦٢ - ١٣٠ و نيز در اين سوره نازل شده است إنما يريد الله ليذهب عنكم الرجس أهل البيت و يطهركم تطهيرا
مؤمنان مردمى از ما درباره اين آيه چيزهايى گفتهاند، گفت: آن چيست؟ گفتم: اين آيه را: «انما يريد اللّه ليذهب عنكم الرجس اهل البيت» ذكر كردهاند و بعضى از آنان گفتهاند كه درباره همسران پيامبر نازل شده و بعضى از آنان هم گفتهاند كه درباره اهل بيت او نازل شده است.
ام سلمه گفت: اى شهر بن حوشب! به خدا سوگند كه اين آيه در همين خانه من و همين محل سجده من نازل شده است، روزى پيامبر آمد و با من در همين محل سجده من و محل نماز من نشست، در اين حال فاطمه آمد در حالى كه همراه او نانى بود و دو پسرش حسن و حسين با او بودند و او ميان دو پسرش راه مىرفت، غذاى خود را مقابل پيامبر گذاشت. پيامبر به او گفت: شوهرت كجاست يا فاطمه؟ گفت:
دنبال من بود اكنون مىآيد، مدتى نگذشت كه على آمد و با آنان نشست، در اين حال پيامبر نزول جبرئيل را احساس كرد، پس سجاده مرا از زيرم كشيد و من بر خاستم تا آن را بكشد و آن عبايى بلند بود سرهاى آنان را با آن پوشانيد و سر خود را نيز داخل آن كرد و دستش روى سر آنان بود، پس گفت: خدايا اينان اهل بيت من هستند كه جمع شدهاند: «انما يريد اللّه ليذهب عنكم الرجس اهل البيت» و آن را سه بار تكرار كرد، گفتم: يا رسول اللّه من هم سر خود را با شما وارد كنم؟ گفت: اى ام سلمه تو بر خير هستى. ام سلمه گفت: در آن زمان كه پيامبر در اين حالت بود، احساس به نزول جبرئيل كرد.
٧٤١- شهر بن حوشب قال: سمعت أم سلمة- حين جاء نعي الحسين بن علي- لعنت أهل العراق. فقالت: قتلوه قتلهم اللّه، غرّوه و ذلّوه لعنهم اللّه، و إني رأيت رسول اللّه جائته فاطمة غدية ببرمة لها قد صنعت له فيها عصيدة تحملها في طبق لها حتى وضعتها بين يديه، فقال لها: أين ابن عمك؟ قالت: هو في البيت. قال اذهبي فادعي به وائتيني بابنيه، فجاءت تقود ابنيها كلّ واحد منهما بيد؛ و عليّ يمشي في أثرهم، حتى دخلوا على رسول اللّه ٦ فأجلسهما في حجره و جلس عليّ على يمينه و فاطمة على يساره،؟؟ فاجتبذ من تحتي كساءا