سيماي امام علي در قرآن (ترجمه شواهد التنزيل) - حاکم حسکاني؛ مترجم يعقوب جعفري - الصفحة ١٩٩ - ٩٣ و نيز از سوره طه نازل شده است و اجعل لي وزيرا من أهلي هارون أخي اشدد به أزري و أشركه في أمري
و الآخرة و قد أمرني اللّه أن أدعوكم إليه، فأيّكم يوازرني على أمري هذا، على أن يكون أخي و وصيّي و وليّي و خليفتي فيكم؟ قال: فأحجم القوم عنها جميعا، فقلت- و إني لأحدثهم سنّا، و أرمصهم عينا و أعظمهم بطنا و أحمشهم ساقا- أنا يا نبيّ اللّه أكون وزيرك عليه. فقام القوم يضحكون و يقولون لأبي طالب: قد أمرك أن تسمع و تطيع لعليّ.
عبد اللّه بن عباس از علىّ بن ابى طالب ٧ نقل مىكند كه گفت: وقتى اين آيه «و انذر عشيرتك الاقربين و خويشان نزديك خود را بيم بده»[١] نازل شد، پيامبر خدا مرا خواند و گفت: يا على خداوند به من فرمان داده كه خويشان نزديك خود را بيم دهم و اين كار خوش آيند من نبود، چون مىدانستم كه هر وقت آنان را به اين كار بخوانم از آنها چيزى مىبينم كه آن را دوست ندارم، و من از اين كار ساكت شدم تا اينكه جبرئيل آمد و گفت: اى محمد اگر تو آنچه را كه به آن مأمور شدى انجام ندهى خداوند به خاطر آن تو را عذاب خواهد كرد، پس آنچه بر تو آشكار شده انجام بده.
يا على طعامى آماده كن و پاچه گوسفندى در آن قرار بده و براى ما كاسه بزرگى از شير آماده كن آنگاه فرزندان عبد المطلب را پيش من جمع كن تا با آنها سخن بگويم و مأموريت خودم را برسانم. حديث را ادامه داد تا آنجا كه گفت:
آنگاه پيامبر خدا صحبت كرد و گفت: اى فرزندان عبد المطلب به خدا سوگند كسى از عربها را نمىشناسم كه به قوم خود بهتر از آنچه من براى شما آوردهام آورده باشد، همانا من براى شما كار دنيا و آخرت را آوردهام و خداوند مرا مأمور كرده كه شما را به سوى آن بخوانم، چه كسى از شما مرا در اين كار يارى مىكند تا او برادر و وصى و ولى و جانشين من پس از من باشد؟ مىگويد: آن قوم همگى ساكت شدند و من كه از همه آنها كم سن و سالتر بودم و چشمم از همه آنها بيشتر آب مىريخت و شكمم از همه آنها بزرگتر بود و ساقم از همه آنها باريكتر بود، گفتم: اى
[١] سوره شعراء آيه ٢١٤.