سيماي امام علي در قرآن (ترجمه شواهد التنزيل) - حاکم حسکاني؛ مترجم يعقوب جعفري - الصفحة ١٣٧ - ٥١ و از سوره توبه نازل شده است و أذان من الله و رسوله إلى الناس يوم الحج الأكبر أن الله بريء من المشركين و رسوله
است پس بيرون شد ولى على را ديد و سوره برائت را به او داد و او بود كه آن را ندا مىداد.
٣٢٤- ٣٢٥- مشابه اين مضمون با دو سند ديگر نيز نقل شده است.
٣٢٦- عن جابر بن عبد اللّه أن النبي ٦ حين رجع من عمرة جعرّانة، بعث أبا بكر على الحج، فأقبلنا معه إذا كنّا بالعرج ثوى بالصبح فلمّا استوى ليكبّر إذ سمع الرغوة خلف ظهره فوقف عند التكبير فقال: هذه رغوة ناقة رسول اللّه صلى اللّه عليه و آله و سلم الجدعاء، لقد بدا لرسول اللّه فى الحجّ فلعلّه أن يكون رسول اللّه صلى اللّه عليه و آله و سلم فنصلّي معه فإذا عليّ عليها فقال له أبو بكر: أمير أم رسول؟
فقال: لابل رسول أرسلني رسول اللّه ببرائة أقرأها على الناس في مواقف الحج قال:
فقدمنا مكّة، فلمّا كان قبل يوم التروية بيوم قام أبو بكر فخطب الناس و حدّثهم عن مناسكهم حتّى إذا فرغ قام عليّ ٧ فقرأ على الناس براءة حتى ختمها، و كذلك يوم عرفة و يوم النحر، و يوم النفر الأوّل.
جابر بن عبد اللّه گفت: وقتى پيامبر از عمره جعرانه برگشت: ابو بكر را به حج فرستاد، ما هم با او رفتيم چون به «عرج» رسيديم صبح شد، وقتى آماده شد كه تكبير بگويد، پشت سر خود صداى شتر شنيد از گفتن تكبير باز ايستاد و گفت: اين صداى شتر پيامبر است، حتما براى رسول خدا در امر حج كارى پيش آمده، شايد او پيامبر باشد پس با او نماز مىخوانيم، ناگهان على را بر آن ناقه ديد و به او گفت:
آيا اميرى و يا پيامى دارى؟ گفت: بلكه پيام آورم، رسول خدا مرا با سوره برائت فرستاده كه آن را در مواقف حج براى مردم بخوانم، پس به مكه آمديم و چون يك روز مانده به روز ترويه فرا رسيد، ابو بكر به پا ايستاد و براى مردم خطبه خواند و از مناسك آنها سخن گفت و چون فارغ شد، على به پا خواست و سوره برائت را به مردم خواند و آن را به پايان برد و نيز روز عرفه و روز عيد قربان و روز كوچ نخستين آن را خواند.
٣٢٧- عن ابن عبّاس قال: وجّه رسول اللّه صلى اللّه عليه و آله و سلم بالايات من