ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٦٥٤ - شرحهاى كتاب فضل قرآن
است كه خوب را بر آنها مسلط كرديم، ولى اين تعبير با كنايه را نمىشود به زبان ديگر ترجمه كرد و يكى از نكات دقيق فهم مقاصد قرآنى كه بعضى از بطون آن است همين دقتِ تعبيرات قرآن است در درج همين اشارات كه احاطه بدانها مخصوص به عالم معصوم بوده است و تا آنجا هم كه در دسترسِ همه بوده است مخصوص به همزبانان همزمان نزول قرآن بوده كه پروردگان زبان مضر بودند و در آخر قرن دوم اسلامى بكلى منقرض شدند. از مجلسى (ره)- من اللوحين، شايد در زمان پيغمبر (ص) قرآن را بر دو لوح نوشته بوده است و از آنها رونويس كرده، يا مقصود لوح خاطر و لوحِ دفترها است، يا مقصود لوح محفوظ و لوح محو و اثبات است، يا مقصود لوحِ زمين و لوح آسمانى است، پايان نقل از مجلسى (ره).
من مىگويم: در اين ترديدى نيست و مورد اتفاق مسلمانان است كه على بن ابى طالب (ع) يكى از نويسندگان قرآن بوده است چنانچه مورد اتفاق است كه آن حضرت بيشتر از ديگر مسلمانان و خصوص نويسندگان قرآن به پيغمبر پيوسته بود و در خانه او زندگى مىكرد و با اسرارِ او آگاه بود و همه وقت به او دسترسى داشت و پس از هجرت هم به شرف دامادىِ آن حضرت مشرف شد و از همه كس به او نزديكتر بود با اين ملاحظات مايه يقين است كه در نويسندگانِ قرآن بر همه سبقت داشته و داناتر بوده است، با توجه به اين موضوع در تاريخ جمع قرآن نامى از على بن ابى طالب نيست، و در حقيقت طبق اخبارى كه در اين موضوع وارد شده است رئيس هيئتى كه مأمور جمع قرآن شدند زيد بن ثابت انصارى است كه گرچه از جوانان بسيار هوشمند انصار بود و استفاده خوبى از پرورش و آموزش پيغمبر برد ولى بهيچ وجه طرف سنجش با على بن ابى طالب نيست، گرچه از نظر سن با آن حضرت نزديك بوده است. در اينجا اين پرسش بميان مىآيد كه چرا على بن ابى طالب در هيئت جمع قرآنى كه در دوران خلافت ابى بكر تشكيل شد