ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٦٥٢ - شرحهاى كتاب فضل قرآن
(٩ سوره حجر): «راستى كه ما خود هستيم كه قرآن را فرود فرستاديم و راستى كه ما خودمان آن را حافظ و نگهداريم». و در مجمع البيان هم بدين تعبير قاطع اتفاق مسلمانان را و خصوص شيعه را از سيد مرتضى نقل كرده است. از مجلسى (ره)- گفتهاند: مقصود از ضربِ قرآن بعضى بر بعضى، تفسير قرآن و جمع ميان آيههاى آن است و استنباط احكام از آن زيرا جز معصوم اين كار را نتواند، و ممكن است مقصود همان معنى ظاهر باشد (يعنى دو جزوه از قرآن را به هم بكوبد به قصد خوار شمردن و اهانت كه موجب كفر است) يا مقصود از كفر، فسق است بطور مجاز. شيخ صدوق در كتاب معانى الاخبار پس از نقل اين حديث گفته است: من از محمد بن الحسن معنى اين حديث را پرسيدم در پاسخ گفت: مقصود آن اين است كه مردى از تفسير آيهاى به آيه ديگرى جواب دهد، انتهى.
و ممكن است مقصودِ او هم همان باشد كه ما در اول ذكر كرديم، پايان نقل از مجلسى (ره).
من گويم: اگر اين جمله را به اين جمله ساده ترجمه كنيم كه: هر كه قرآن را برهم بزند كافر است، معنى روشنى دارد زيرا بر هم زدن چيزى پريشان كردن و ويران نمودن آن است. سازمان هر زبانى داراى مفردات و جملهبندىهاى سخن و اشاراتى است كه هر كدام در بيان مقصود سخنور وظيفهاى را انجام مىدهند از نظر مفردات لغت و جملهبندىهاى آن، ميزان برترى لغتى بر لغت ديگر توسعه تعبيرات است و اهل هر زبانى كه اطلاعات بيشتر و محيط زندگى وسيعتر دارند لغتهاى بيشترى بكار مىبرند زيرا تعبير از همه آنچه در محيط زندگى آنها است جزء زندگى آنها است و اين توسعه را خواه نخواه پديد مىآورد و توسعه تعبيرات و جملهبندىهاى بيشتر در هر زبان از نظر توسعه