ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٦٤٢ - شرحهاى كتاب فضل قرآن
است، راستش اين است كه قرآن مجيد گفتارى است جداكننده حق و باطل و واقع بين و شوخى و سرسرى نيست انواع مقاصد و اطراف سخن با بيانى فرازنده و جمله بندى برازنده در آن فراهم شده است و مردم عادى و بسيار ساده و همزبان از آن استفاده كنند و با آن مأنوس شوند و گويا همان گفتار خود آنها است كه در شبنشينىها بدان داستانسرائى كنند و هيچ گونه تعبيرات زشت و نامأنوس و ناآشنائى در الفاظ آن وجود ندارد نه در مفردات آن تنافر و كلمههاى زننده وجود دارد نه در جملهبندىها و تركيباتش تعقيد و ابهام و گرهى هست با اين ظاهر ساده و مأنوس پر معنا و پر مغز و عميق است كه خرد بزرگترين فلاسفه در فهم آن سرگردان است و اندكى از آن به مجلدهاى سطبر از معارف و علوم تفسير مىشود. ممكن است مقصود اين باشد كه امر امامت حقّ اين خانوادهها نبوده است و به ناحق متصدّى آن گرديدهاند، در اين صورت بيان حكم واقع است و مقصود از خلافت، امامت بر حقّ است و محتمل است مقصود اين باشد كه اين خانوادهها تا ابد حكم و خلافت ظاهرى را هم ديگر به دست نخواهند آورد و خاندان آنها بواسطه ظلم و ستمى كه روا داشتند از تصدّى خلافت منفصل ابدى شدند، در اين صورت اخبار از آينده است و يك پيشگوئى است كه در شمار ملاحم است در صورتى كه در تاريخ آينده حديث بنى فاطمه سلطنتهائى برپا كردند و در اطراف جهان به حكومتهاى دراز و كوتاه رسيدند كه هنوز هم دنباله آنها باقى است. از مجلسى (ره)- طوال، يعنى سوره دراز، و آن: البقره و آل عمران و النساء و المائده و الانعام و الاعراف و الانفال به همراه التوبه، زيرا اين دو را قرين خوانند چون كه ميان آنها بسم اللَّه فاصله نشده است، و گفتهاند:
هفتمين سورههاى طوال سوره يونس است و اين سورهها را طوال گويند چون بلندترين سورههاى قرآنند. و اما مثانى، همان سورههايند كه دومى طوالند