ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٦٠٨ - شرحهاى كتاب دعاء
و سر آغاز مسلمانى است و جاى ترديد در وجوب آن نيست. از مجلسى (ره)-
«و لا تقل ان الامر قد فرغ منه»
مقصود از امر پيدايش هر پديده است و پرورش آن و نهى از اين گفتار دو وجه دارد:
١- اينكه اين پندار باطل است زيرا گفتار يهود و برخى حكماء است كه گويند: هر چه شدنى بوده شده و خدا كار تازهاى ندارد. بلكه بايد ايمان داشت به بداء و اينكه خدا سبحانه هر روز در كارى است و هر چه خواهد محو كند و هر چه خواهد ثبت كند و ام الكتاب در بر او است و قدر و قضاء مانع دعا نيستند زيرا هر ديگرگونى در لوح محو و اثبات روا است و به علاوه خود دعا هم از اسباب قضاء است و امر به دعاء هم از آنها است.
٢- اينكه گرچه براى هر پيشآمدى مقدرى است كه در لوح محفوظ است و تغييرش نتوان داد ولى اين مانع از دعا نيست و بدين نظر نتوان دعا را بىاثر شمرد و از آن دست كشيد چنانچه تحقيق آن در كتاب عدل گذشت و در اينجا نيز به وجه اختصار آن را ياد آور شويم و حاصل خبر اين است كه از آن به دو وجه پاسخ داده است:
١) دعاء بذات خود مطلوب است چون عبادتى است بزرگ و به مقامى بلند مىرساند در نزد خدا تعالى كه رسيدن بدان جز با دعا و زارى ممكن نيست.
هر چه بايد بشود بيش و كم دارد و بسا به واسطه شرطى از ميان برود مثلًا عمرش سى سال باشد، اگر صله رحم نكند و شصت سال باشد اگر بكند، در فلانه روز يك درهم روزى دارد اگر دعا نكند و بيشتر از آن نخواهد و دو درهم است اگر دعا كند و فزونى خواهد و همچنين در امور ديگر و حاصل اينكه براى هر موجود حادث شرايطى است و اسبابى و خدا نخواسته كارها را بىاسباب انجام دهد و دعا هم از جمله اسباب است و اگر دعا نكند به او داده نشود و دانش خدا تابع معلوم است و علت آن نيست و قضا و قدر حتمى نيستند