ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٣٨١ - كتاب فضل قرآن
مىشناسيم جز اينكه از شهيدان در دريا است و از اينجا به او خرّمى و فزونى دادند كه به ماها ندادند. فرمود: پس مىگذرد تا به صف شهيدانِ دريا مىرسد در صورت يك شهيد! و شهيدانِ در دريا به او نگاه مىكنند و بسيار تعجّب مىكنند و مىگويند: اين خود يكى از شهيدانِ دريا است او را به نشانى و وصفِ او مىشناسيم جز اينكه در يك جزيره كشته شده كه از آن جزيرهاى كه ما در آن كشته شديم هراسناكتر بوده است و از اينجا است به او خرّمى و زيبائى و روشنى بيشترى دادهاند كه به ما ندادهاند. سپس مىگذرد تا به صف پيغمبران و رسولان مىآيد در صورت يك پيغمبر مرسل، و پيغمبران و رسولان به او نگاه مىكنند و شگفتى آنان را مىافزايد و مىگويند:
لا اله الَّا اللَّه الحليم الكريم
، راستى كه اين پيغمبر مرسل است و به نشانى و وصفش او را مىشناسيم جز آنكه فضيلت بسيارى به او داده شده است.
فرمود: پس همه گرد آيند و نزد رسول خدا (ص) بيايند و از او بپرسند از وى و مىگويند: يا محمد اين كيست؟ در پاسخِ آنها گويد:
آيا شماها او را نمىشناسيد؟ مىگويند: ما او را نمىشناسيم، اين كيست كه خدا به او خشم نكرده است؟ پس رسول خدا (ص) فرمايد: اين است حجّت خدا بر خلقش، و سلام دهد و بگذرد تا به صورت فرشته مقرّبى به صف فرشتهها رسد و فرشتهها بدو نگرند و در شگفت شوند و از فضل او كه بينند بر آنها گران آيد و مىگويند: پروردگار ما برتر است و مقدّس، راستى كه اين هم يك بندهاى است از فرشتهها كه به نشانى و وصف فرشته او را مىشناسيم جز اينكه نزديكترين فرشتهها است به درگاه خدا عز و جل، و از اينجا است كه نور و جمالى در بر دارد كه ماها نداريم! سپس بگذرد تا به حضرت ربّ العزت رسد تبارك و تعالى و زير عرش به سجده افتد