ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٦٢٥ - شرحهاى كتاب دعاء
در معنى ذكر كثير اختلاف است:
١- مقصود اين است كه خدا را هيچ گاه فراموش نكند- از مجاهد.
٢- خدا را به صفات بلند و اسماء حسنى ياد كند و وى را از آنچه بدو نشايد منزه شمارد.
٣- در هر حال بگويد سبحان اللَّه و الحمد للَّه و لا إِلهَ إِلَّا اللَّهُ- از مقاتل و از ائمه روايت شده: هر كه سى بار اين ذكر را بگويد، ذكرِ كثيرِ خدا را انجام داده است.
«وَ لا تَمْنُنْ تَسْتَكْثِرُ» بيضاوى گفته است: مده به قصد اينكه عوض بيشترى بگيرى، اين نهى تنزيه است و يا خاص به آن حضرت است و يا مقصود اين است كه عبادت خود را فزون مشمار يا مزد تبليغى خود را فزون در نظر ميار.
من، به معنى كاستن يا بريدن است و از اين رو آن را به فزون شمارى تفسير كرده است و مقصود اين است كه به واسطه فزون شمردن كار خود از كار و وظيفه خود نكاه و آن را از دست مگذار. از مجلسى (ره)- گويا مقصود از ذكر بسيار در جمله دوم همان تكرار معنى اول است كه بدو عبارت ادا شده يا مقصود از يكى مداومت است و از ديگرى فزونى گرچه يك بار باشد، و گفتهاند مقصود از اول تكرار و استمرار است و از دوم موافقت دل با زبان چنانچه در خبر دوم باب ذكر خدا در نهان بيايد. از مجلسى (ره)-
«من قرأ مائة آية»
يعنى در هر شبانه روز يا در هر كدام از شب و روز و دلالت دارد كه ذكرى كه دفاع از برقزدگى دارد اعم از اين است كه صريح باشد يا در ضمن و مقصود از ذاكر در برابر غافل است. از مجلسى (ره)-
«ذكرني سراً»
ذكر نهانى اين است كه در