ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٥٣٧ - باب عطسه و تسميت(يعنى جوابى كه در برابر عطسه گويند)
ما در نزد امام صادق (ع) نشسته بوديم كه ناگاه مردى عطسه زد و كسى به او هيچ جوابى نداد تا آن حضرت آغاز سخن كرد و فرمود: چرا به او تسميت نگفتيد، راستى از حق مسلمان است بر مسلمان كه چون بيمار شود، او را عيادت كند و چون دعوتش كند، از او بپذيرد و چون بميرد، بر سر جنازه او حاضر شود و چون عطسه زند، او را تسميت گويد.
٤- از صفوان بن يحيى، گويد: من نزد امام رضا (ع) بودم و عطسهاى زد، من به او گفتم: صلى اللَّه عليك، باز عطسه زد و گفتم:
صلى اللَّه عليك، و باز عطسه زد و گفتم: صلى اللَّه عليك، و به او گفتم: قربانت، چون مانند توئى (امام معصوم) عطسه زند بگوئيم مانند آنكه به يك ديگر مىگوئيم: يرحمك اللَّه، يا بگوئيم آنچه من مىگويم؟ فرمود: آرى، مگر نگفتى:
صلى اللَّه على محمد و آله
؟ گفتم: چرا، فرمود: يعنى
ارحم محمداً و آل محمد
، فرمود: آرى، محققاً خدا صلوات داده است بر او و به او مهربانى كرده و همانا كه صلوات ما بر آن حضرت، رحمت براى خود ما است و تقرّب به خدا است.
٥- از احمد بن محمد بن ابى نصر، گويد: از امام رضا (ع) شنيدم مىفرمود: دهن ياوه از شيطان است و عطسه از طرف خداى عز و جل است.
٦- از صالح بن ابى حماد، گويد: از عالم (امام كاظم ع) در باره عطسه پرسش كردم و از سبب ذكر حمد براى آن در پاسخ فرمود: راستى خدا را بر بندهها نعمتها است در تندرستى و سلامت