ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ١٤٣ - باب مباهله
من از تو خواستارم به نيروى نيرومندت و به جلالت شديدت كه همه آفريدههاى تو در برابر آن خوارند كه رحمت فرستى بر محمد و آل محمد و بگيرى او را هم اكنون هم اكنون» و سر خود را از سجده برنداشته بود كه فرياد شيون را از خانه داود بن على شنيدم و امام صادق (ع) سر برداشت و فرمود: راستى كه من خدا را به دعائى خواندم و خداوند عز و جل فرشتهاى را فرستاد كه عصاى آهنين بر سر او زد چنانچه مثانهاش تركيد و مرد.
باب مباهله
١- از ابى مسروق گويد: به امام صادق (ع) گفتم: راستى ما با مردم ديگر (در باره مذهب) گفت: و گو كنيم و در برابر آنها دليل آوريم از قول خدا عز و جل (٦٢ سوره نساء): «فرمان بريد از خدا و فرمان بريد از رسول خدا و صاحب الأمر خودتان» در پاسخ گويند:
اين آيه در باره فرماندهان قشونهاى گشتى نازل شده است و ما دليل آوريم بر آنها به قول خدا عز و جل (٧٨ سوره مائده): «همانا سرپرست شما خدا است و رسولش الى آخر آيه [و آن كسانى كه گرويدند آنها را كه نماز را بر پا دارند و زكاة را بپردازند و در ركوعند]» در پاسخ گويند: در باره همه مؤمنان نازل شده است و دليل آوريم در برابر آنها به قول خدا عز و جل (٣٣ سوره شورى): «بگو اى پيغمبر: من از