ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ١٧١ - باب در گفتار بام و شام
بنده و رسول تو است، و بر اينكه فلان، امام من و ولى من است و بر اينكه پدرش رسول خدا (ص) با على و حسن و حسين و فلان و فلان تا برسد به او (يعنى امامِ زمان) امامان و اولياء منند، بر اين عقيده زنده بمانم و بر آن بميرم و با آن در قيامت مبعوث شود و بىزارم از فلان و فلان و فلان و اگر در همان شب بميرد به بهشت رود.
٤- از يزيد بن كلثمه از امام صادق و يا از امام باقر (ع) فرمود:
هر گاه بامداد كردى مىگوئى: من بامداد كردم با ايمان به خدا و بر دين محمد و روش او و دين على و روش او و دين اوصياء و روش آنها، ايمان دارم به نهان آنان و عيانشان و شاهدشان و غائبشان، و به خدا پناه برم از آنچه رسول خدا (ص) از آن پناه خواسته و على و اوصياء پناه خواستند و توجه دارم به درگاه خدا در آنچه بدان توجه و رغبت داشتند و نيست جنبش و نه توانى جز به خدا.
٥- از امام صادق (ع) كه على بن الحسين (ع) را شيوه بود كه چون بامداد مىكرد مىفرمود: من اين روز خود را در ميان فراموشى و شتابم آغاز مىكنم بنام خدا و آنچه خدا خواهد، و چون بنده چنين كند او را از آنچه در آن روز فراموش كند بس باشد (يعنى از او باز خواست نشود).
٦- امام صادق (ع) فرمود: