ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٦٥١ - شرحهاى كتاب فضل قرآن
ديانت اسلام و ايجاد تزلزل در مدرك اساسى و خلل ناپذير قرآن مجيد است، نعوذ باللَّه من الخذلان. اين دو حديث و حديث ٢٣ آينده در اين باب اشعار دارند كه در الفاظ قرآن موجود تغييراتى رخ داده است و آيات منزله با اين قرآن موجود تطبيق كامل ندارد و اين ترديد در همان صدر اسلام هم در دل برخى افتاده است و روايت ١٥ هم بدين ترديد اشارت دارد ولى ادله محكم و فراوان دلالت دارند كه متن قرآن همين است كه در دست مسلمين است و همين است كه بر پيغمبر اسلام نازل شده است و پيغمبر اسلام آن را با همين صورت موجوده به امت خود تسليم كرده و علم به حقائق و اجراء صحيح و نگهبانى آن را به خاندانش سپرده است و اين سفارش مسلم و قطعى خود را صادر كرده است كه:
انّي تاركٌ فيكم الثقلين، كتاب اللَّه و عترتي
- راستى كه من دو وزنه بزرگ اسلام را بجاى خود مىگذارم، كتاب خدا و عترت و خاندانم را.
١- از نظر تعقل و اعتبار صحيح بايد گفت كه اگر دست تحريف و تغيير به اين كتاب مقدس راه يافته بود بر اثر بروز اختلافات جدى و ريشهدار ميان طوائف مسلمين از نظر سياسى و علمى و اعتقادى بكلى شيرازه اسلام از هم پاشيده بود و قرآن از ميان رفته بود، بعلاوه توجه مسلمانان از زمان وفات پيغمبر به حفظ و تدوين قرآن در صورتى كه هنوز صدها نفر بودند كه قرآن را سراسر از پيغمبر آموخته و در خاطر داشتند راه هر گونه تغيير و تحريفى را بسته است.
٢- دلالت خود قرآن بر مصونيّت آن از دستبرد و تحريف (٤١ سوره حم سجده): «راستى كه آن كتابى است عزيز و مصون از تعرّض (٤٢) باطل از پيش و پس در آن راه ندارد، نازل شده است از طرف خداى حكيم و حميد».