ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٦٤٧ - شرحهاى كتاب فضل قرآن
پايان نقل از مجلسى (ره).
من گويم: استخاره، بمعنى طلب خير در كارها از خداوند و اميد اينكه هر اقدامى انسان مىكند سرانجام خوش و نتيجه دل خواهى داشته باشد، امرى است كه عقلًا مستحسن است و در شرع هم تأييد شده است و براى آن دستوراتى رسيده كه در باب خود مذكور است و اين هيچ ربطى به فال زدن و فال گرفتن ندارد، و استخاره به معنى متعارف امروزه كه براى تشخيص خوبى و بدى سرانجام كار است اگر به منظور پيشگوئى انجام شود، نوعى از فالگيرى محسوب است ولى اگر به منظور طلب الهام از درگاه خدا باشد به اين معنى كه استخارهكننده از خدا بخواهد كه اگر كارى كه مىخواهد در آن اقدام كند سرانجام خوب و سودمندى دارد به دلِ او اندازد كه خير است و اگر سرانجام بد و زيان بخشى دارد به دل او اندازد كه بد است، اين خود يك نحو دعا و در خواستى است، و معنى فال زدن و فال گرفتن ندارد و نوعى از دستورهاى الهى است و قابل تشريع است، يعنى صحيح است كه شرع مقدس براى الهامجوئى از درگاه خدا وسيلهاى مقرر كرده باشد و دستورى داده باشد و راهى در برابر بندگان گشوده باشد، و البته محتاج به دليل معتبرى است و دليل جواز و صحت استخاره به وسيله قرآن مجيد وارد شده است چنانچه مجلسى (ره) بيان كرده و روايت آن مىآيد، و منظور از استخاره به قرآن اين است كه انسان با توسل بدان از خداوند طلب الهام كند و در خواست كند كه اگر كارى كه اقدام مىكند خير است خير بودن آن را به دلِ او اندازد تا رغبت در انجام آن پيدا كند و اگر بد است، بد بودن آن را به دل او اندازد تا از آن صرف نظر كند چنانچه استخاره به معنى طلب خير هم كه اخبار بسيار و آداب و نماز براى آن وارد شده است، در حقيقت به معنى اين است كه خداوند وسائل و اسباب خير را براى انسان فراهم كند چون اين عالم، عالم اسباب است و يكى از وسائل مؤثر در جلب خير، علم فاعل به خير بودن كارى