ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٥٩١ - باب نوادر
دست از دستش نمىكشيد تا او باشد كه رها كند و چون مردم اين شيوه را دانستند هر كه با آن حضرت دست مىداد زود دست خود را مىكشيد.
٢- از ابى الحسن (ع) فرمود:
هر گاه مرد حاضر باشد او را به كنيهاش بخوان و اگر غائب است به نامش.
٣- رسول خدا (ص) فرمود:
هر گاه يكى از شما برادرِ مسلمانش را دوست دارد بايد او را از نامش و نام پدرش و نام تيره و تبارش بپرسد زيرا حقِّ واجب و وظيفه برادرى اين است كه او را از اينها بپرسد تا خوب او را بشناسد و گر نه شناسائى احمقانه است.
٤- از على بن الحسين (ع) كه: رسول خدا (ص) يك روز به همنشينهاى خود فرمود: مىدانيد عجز كدام است؟ گفتند: خدا و رسولش داناترند، فرمود: عجز و درماندگى سه چيز است:
الف- يكى از شماها بشتابد و خوراكى براى رفيق خود آماده سازد و او نيايد از آن بخورد و خلف وعده كند.
ب- اينكه مردى از شماها با ديگرى رفيق و همصحبت شود يا همنشين گردد و دوست دارد كه بداند او كيست و از كجا است و پيش از آنكه اين را بداند از او جدا شود.
ج- در باره كار زنها است، يكى از شماها به زنِ خود در آيد و حاجتش برآيد (يعنى انزال كند و از عمل فارغ گردد) با اينكه آن