ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٦٣٥ - شرحهاى كتاب دعاء
ابى ضمضم باشيد كه هر گاه از خانهاش بيرون مىآمد مىگفت: بار خدايا من عرض خود را به مردم صدقه دادم، مقصودش اين بود كه روز قيامت از آنها داد خواهى نكنم، نه اينكه به واسطه اين گذشت غيبت او حلال بوده، براى اينكه به مجرد مباح كردن عرض و آبرو حق ساقط نشود زيرا اين خود صرف وعده گذشت است پيش از لزوم حق گرچه وفاى به آن سزاوار است خصوص اگر براى خدا باشد. من گويم: در خصوص مورد حديث كه امام است عفو سودى ندارد زيرا ذم و غيبت امام كفر است و عفو ائمه دفع عقاب آن سود ندهد و براى كافر در قيامت شفاعت نكنند چون پسند خدا نيست و اين عفو براى تقيه يا رفع درجه است و نتيجهاى براى معفو ندارد.
«ان تركت الناس لم يتركوك»
گويا مقصود از ترك، ترك محاوره و گفتگوى با آنها است و عيب نكردن از آنها، و مقصود از رفض، گوشهگيرى و ترك معاشرت و مجالست و رفاقت با آنها است. از مجلسى (ره)- «قال» يعنى ابو خديجه گفته كه: چون امام به منزل خود هم وارد مىشد همين دعا را با كمى تغيير مىخواند، يعنى بجاى خرجت دخلت مىفرموده است. از مجلسى (ره)-
«حوائج الدنيا»
هر آنچه است كه در زندگانى و بقاء در دنيا بدان نياز است، و حوائج آخرت هر آنچه است كه از آن سود آخرت به دست آيد از همه امور خير. از مجلسى (ره)- در مفتاح الفلاح گفته: آية الكرسى را تا «هُمْ فِيها خالِدُونَ» بخواند، و مشهور گفتهاند: تا همان «الْعَلِيُّ الْعَظِيمُ». از مجلسى (ره)- اين حديث مطابق حديث ٢ باب است، با اختلافى در اول سند. از مجلسى (ره)-
«و صدق قولي بفعالي»
زيرا كردار، گواه راستى گفتار است، و كسى كه مدعى ايمان به بهشت و دوزخ است و كارى