ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٦٤٠ - شرحهاى كتاب فضل قرآن
گفتن و شرطش نيست كه از زبان موجود زندهاى باشد و همچنين است مقصود از سخن گفتن نماز زيرا هر كه نماز را بحق و حقيقتش بجا آورد، نمازش از پيروى دشمنان دين و زور بران حق ائمه راشدين- كه هر كه آنها را شناسد خدا را مىشناسد و هر كه آنها را ياد كند خدا را ياد كرده است- باز دارد، انتهى.
و در اخبار وارد است كه مقصود از صلاة، امير المؤمنين است؛ و مقصود از فحشاء و منكر، ابو بكر و عمرند؛ و ذكر اللَّه، رسول خدا (ص) است، پس اينكه امام فرمايد: نماز رجل است، ممكن است بر سبيل تنظير باشد يعنى استبعاد ندارد كه قرآن در حقيقت خود صورتى داشته باشد چنانچه از نظر بطن اين آيه مقصود از لفظ صلاة هم يك مردى است يا مقصود اين است كه نماز هم صورت و نمونهاى دارد كه بر آن مرتّب مىشود و از آن ناشى مىگردد و همچنين است قرآن.
و ممكن است مقصود از صورت قرآن در قيامت، امير المؤمنين (ع) باشد زيرا او دانشمند به قرآن است و اخلاق قرآنى دارد چنانچه خود فرموده است: منم كلام اللَّه ناطق، زيرا هر كس صفتى يا عملى يا حالتى دارد گويا جسد آن صفت و حالت است و آن صفت و حالت بوجود او مجسم شده است و به اين بيان امير المؤمنين (ع) پيكر قرآن و نماز و زكاة است و ذكر اللَّه است چون در آن به حد كمال است و اين اسامى در باطن قرآن به او اطلاق شده است و بر مخالفين و دشمنانش فحشاء و منكر و بغى و كفر و فسوق و عصيان اطلاق شده چون كاملًا در آنها موجود بودهاند و بوجود آنها مجسم شده بودند و اين صفات ذميمه چون جان آنها بوده است. در حمل اين خبر چنين به ما افاضه شده و به وسيله آن اخبار بسيارى حل خواهد شد، پايان كلام مجلسى (ره).
من در اينجا شرحى را كه در باره قرآن در مقاله شانزدهم جلد سوم