ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٦٥٠ - شرحهاى كتاب فضل قرآن
را تعليم داده و يا همه را به همه تعليم داده و هر كدام طبق ذوق خود يكى را انتخاب كرده و به شاگردان خود آموخته است.
٢- اينكه آنچه به شخص پيغمبر (ص) نازل شده، يك تعبير بوده است و خود پيغمبر رخصت داشته كه براى آن يك نسخه بدل بيان كند به مناسبت حال شاگردان و بنا بر اين قرآن هم مانند نماز فرض اللَّه و فرض النبى دارد چنانچه در بعضى اخبار و بيشتر از طريق عامه آمده است كه جبرئيل به پيغمبر عرض كرد: به امتت بگو: قرآن را به يك حرف (يعنى لغت) بخوانند، گفت:
نمىتوانند، و جبرئيل بالا رفت و پائين آمد و گفت: به آنها بفرما: با دو حرف بخوانند، باز پيغمبر (ص) فرمود: نمىتوانند، و تا سه بار يا هفت بار رخصت دريافت كه به آنها توسعه دهد و بفرمايد كه آن را به هفت حرف بخوانند. در اين صورت همه قرائتهاى ثابته و قطعى قرآنند يا به تعبد نزول يا واسطه رخصت داشتن پيغمبر (ص) در اختلاف تعبير.
و مقصود از اين اخبار كه مىفرمايد: قرآن به يك حرف نازل شده است و از جانب خداى يگانه است اين است كه همه قرائتها را خداوند نازل كرده است و تعبير خدا است، و همه، قرآن است و كسى حق نداشته و نتوانسته از طرف خود تعبيرى در قرآن بگنجاند و نخواهد توانست. و روايت دوازدهم باب كه مىفرمايد: اختلاف از طرف راويان است يعنى اختلاف در تفسير و در تطبيق مقاصد قرآنى نه اختلاف در تعبير طبق قرائتهاى ثابته و گر نه لازم آيد كه قرآن به اعتبار قرائتهاى مختلفه تحريف به زياده شده باشد، و اين خلاف مسلّم ميان همه مسلمين است و اگر زمينه امكان گنجاندن يك كلمه بشرى در قرآن باور شود، گنجانيدن يك جمله و يك آيه هم بميان مىآيد با اينكه برخى آيات قرآن همان يك حرف است چون حروف مقطّعه اوائل برخى سورهها يا مانند كلمه «مُدْهامَّتانِ» در سوره الرحمن، و فتح اين باب خرق ناموس