ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٣٣٣ - باب دعاهاى مختصر براى همه حاجتهاى دنيا و آخرت
كار به خودت و خشنودى به مقدرت و تسليم شدن به فرمانت تا دوست نداشته باشم تعجيل شود در آنچه تو پس اندازى و تأخير شود در آنچه تو بشتابى، يا رب العالمين».
١٥- از ابن يعفور گويد: شنيدم امام صادق (ع) در حالى كه دست به آسمان بر آورده بود، مىگفت: «پروردگارا! مرا يك چشم به هم زدن به خودم وامگذار، نه كمتر از آن و نه بيشتر، و هر چه زودتر اشك از هر سوى ريشش فرو باريد، سپس به من رو كرد و فرمود: اى پسر ابى يعفور! راستى خدا عز و جل كمتر از چشم به هم زدنى يونس بن متى را به خود وانهاد و آن ناشايسته را انجام داد، گفتم: اصلحك اللَّه، او را به حال كفر برد؟ فرمود: نه، ولى مردن در اين حالت هلاك است.
١٦- حديث را به معصوم رسانيده كه فرمود: جبرئيل نزد پيغمبر (ص) آمد و به او گفت: هر گاه خواهى روزى و شبى مرا چنانچه شايد بپرستى، هر دو دست خود را به درگاهم بر آور و بگو:
«بار خدايا! از آنِ تو است سپاس، سپاسى جاويدان با جاويديت و از آن تو است حمد و سپاس، سپاسى كه پايانى ندارد تا آنجا كه دانشت رسد و از آنِ تو است سپاسى كه نهايت ندارد كمتر از خواستت، و از آنِ تو است سپاس سپاسى كه مزدى ندارد، گويندهاش جز خشنوديت، بار خدايا! از آن تو است همه سپاس و از آنِ تو است همه بخشش و از تو است همه فخر و از تو است همه بهاء