ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ١٧٧ - باب در گفتار بام و شام
و مگذار براى من نيازى به كسى از آفريدههايت، بار خدايا! جامه عافيتم درپوشان و بر آنم شكرگزارى خود را روزى كن، اى يكتا! اى يگانه! اى بىنياز! اى خدائى كه نزاده و زاده نيست و احدى با او همتا نيست! اى خدا! اى بخشاينده! اى مهربان! اى مالك الملك! پرورنده پرورندهها و آقاى آقايان! و اى خدا، نيست شايسته پرستشى جز تو، مرا به درمان خود درمان كن از هر درد و بيمارى، زيرا من بنده و بندهزاده توام و در دست تو مىگردم.
١٢- از محمد بن على كه آن را به امير المؤمنين (ع) رسانيده كه مىگفته است: «بار خدايا، من و اين روز هر دو از آفريدههاى توايم، بار خدايا مرا بدان ميازماى و او را به من آزمايش مكن، بار خدايا به او منما كه به نافرمانى تو دليرم و بدان چه غدقن كردى اندرم، بار خدايا در اين روز تنگى و سختى و گرفتارى و پيش آمد بد و سرزنش دشمنان و منظره بد را در خود و مالم از من بگردان» فرمود:
بندهاى نباشد كه چون شب كند يا صبح نمايد سه بار بگويد:
«به خدا خشنودم كه پروردگارم باشد و به اسلام كه دينم باشد و به محمد (ص) كه پيغمبرم باشد و به قرآن براى اينكه تبليغ به من كند و به على براى اينكه رهبر و پيشوايم باشد» جز اينكه بر خداى عزيز جبّار سزاوار است كه در روز رستاخيز او را خشنود سازد.
فرمود: چون شب مىكرد، مىفرمود: بامدادان كرديم در شكرگزارى خدا و شب نموديم در سپاس خدا، خدايا از آن تو است سپاس چونان كه بامداد كرديم با تسليم به تو در حال سلامت.
فرمود: در هر بامداد مىگفت: شب كرديم در شكرگزارى خدا و بامداد كرديم در سپاسگزارى خدا، سپاس از آن خدا است چونان كه بامداد كرديم با تسليم به تو در حال سلامت.