ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ١٧٥ - باب در گفتار بام و شام
٩- از شهاب بن عبد ربه گويد: شنيدم امام صادق (ع) مىفرمود:
هر گاه آفتاب بگردد (بر آيد يا به زوال رسد يا غروب كند) ذكر خدا عز و جل كن و اگر با مردمى باشى كه تو را باز مىدارند از نزد آنان برخيز و دعا كن.
١٠- از امام صادق (ع) فرمود:
سه چيز را پيمبران از هم نسخه گرفتند از آدم تا رسيدند به رسول خاتم (ص) كه هميشه هر گاه صبح مىكرد مىگفت: «بار خدايا به راستى من از تو خواستارم ايمانى دلنشين و يقينى واقع بين تا بدانم كه به من نرسد جز آنچه تو بر من نوشتى و مرا بدان چه بهرهام كردى خشنود دار».
و يكى از اصحاب ما، آن را روايت كرده است و در آن افزوده است: «تا دوست ندارم تعجيل در آنچه را تو پس اندازى و نه تأخير آنچه را تو پيش اندازى اى زنده! اى پاينده! به رحمت تو دادرسى كنم، همه كار مرا اصلاح كن و مرا به خودم وامگذار هرگز تا به يك چشم بر هم زدن و صلّى اللَّه على محمد و آله.
١١- و از امام صادق (ع) روايت شده است: «سپاس از آن خدا است كه ملك را دارا است و من بامدادن كردم و بنده و بندهزاده توام و كنيززاده تو در دست تو، بار خدايا! مرا روزى ده از فضل خود، روزى فراوانى از آنجا كه گمان برم و از آنجا كه گمان نبرم و نگهدارم از آن رو كه خود را نگه مىدارم و از آن رو كه نتوانم خود را نگهداشت، بار خدايا! از فضل خودت روزيم ده