ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٦٥٨ - شرحهاى كتاب فضل قرآن
را مورد اعتبار و فصل بين حق و باطل شمردهاند. در سابق اشاره كرديم كه بر هم زدن هر چيزى كنايه از پريشان كردن و ويران نمودن آن است و بر يك ديگر زدن قرآن هم كنايه از پريشان ساختن و ويران نمودن سازمانى است كه قرآن دارد و آن عبارت از تعليم توحيد و آداب ديانت و پيروى از خلافت حقه است و تفرقه ميان او و خاندان عصمت كه پيغمبر آنها را به هم قرين ساخته است. از مجلسى (ره) شايد كه امام در اين اظهار خود از ربيعه تقيّه كرده است و خود را پيرو قرائت أبى معرفى كرده است. از مجلسى (ره)- پوشيده نماند كه اين خبر و بسيارى از اخبار صحيحه، صريحند در اينكه قرآن كم شده و تغيير كرده است و به عقيده من اين اخبار از نظر معنى متواتر و قطعى هستند و طرح همه آنها مايه سلب اعتماد كلى از اخبار است بلكه بگمان من اخبار اين موضوع كمتر از اخبار وارده در باب امامت نيست پس چگونه امامت را با اخبار اثبات مىكنند.
اگر اعتراض شود كه اعتماد به اين اخبار سبب سلب اعتماد به قرآن است زيرا اگر تحريف قرآن مسلّم شود در هر آيه اين احتمال مىرود و از حجت بودن مىافتد با اينكه معلوم است ائمه، قرائت و عمل به همين قرآن را جايز شمردند و اين هم به حكم تواتر معلوم است زيرا از هيچ كدام از اصحاب احدى از ائمه (ع) نقل نشده است كه قرآن ديگرى به آنها داده شده باشد يا قرائت ديگر به او آموخته باشند و اين روشن است براى هر كس كه در اخبار تتبع كند.
و بجان من چگونه جرات دارند در اين همه اخبار، تأويلات زور و ركيك كنند مثل اينكه در تأويل اين خبر گفتهاند: آيات زائده عبارت از احاديث قدسيه است يا اينكه آيات، به آيات كوچكترى تا به اين شماره تجزيه مىشوند.