مقارنه مشروعيت حاكميت در حكومت علوى و حكومت هاى غير دينى - كريمى والا، محمد رضا - الصفحة ٦٢
اهميت ريشهاى مشروعيت در يك نظام سياسى، به حدّى است كه دشمنان و مخالفان حاكميتى خاصّ، براى به شكست كشاندن و ايجاد تزلزل در بقا و ثبات آن حملههاى شديد خود را متوجه عنصر مشروعيت مىكنند تا با غير مشروع جلوه دادن تحميل شده است تا با تحريك و به شورش كشاندان گروههاى اجتماعى و نيز ايجاد ناامنى و هرجومرج فرايند سقوط و زمينه نابودى حاكميت نظام سياسى را فراهم سازند.
در اين فصل، ابتدا مفهوم لغوى مشروعيت را بررسى مىكنيم؛ سپس ضمن تبيين تعريفهاى مطرح درباره اين اصطلاح و اشكالهاى وارد بر هريك از آنها، نظريه مختار در تعريف عنصر مشروعيت را ارائه خواهيم كرد.
الف) مفهوم لغوى
اين واژه از ماده شرع اشتقاق يافته است، اما در مكاتب و نظامهاى سياسى به معناى مطابق با شرع يا امرى نيست كه شارع مقدس وضع كرده است. ازاينرو، اختصاص به شريعت ندارد، تا بحث درباره آن، فحص در متون دينى و از منظر شريعت را لازم بدارد، بلكه درباره هر حاكم و حكومتى سؤال از مشروعيت مطرح است و همه مكتبهاى فلسفه سياست در برابر چنين پرسشى قرار دارند.
در علوم سياسى، اين واژه ترجمه) ycamitigeL (است كه مفاهيم، درستى، بر حق بودن، حقانيت، قانونى بودن، روائى، حلاليت و حلالزادگى[١] را دربر دارد و در بحثهاى علوم سياسى بيشتر با معناى حقانيت مترادف گرفته مىشود.
نقطه مقابل اين مفهوم، واژه غصب و جور است كه به روند اعمال اراده و اختيار از
[١] - ر. ك: عباس آريانپور كاشانى، فرهنگ كامل انگليسى فارسى، ج ٣، ص ٢٨٥٨.