مقارنه مشروعيت حاكميت در حكومت علوى و حكومت هاى غير دينى - كريمى والا، محمد رضا - الصفحة ١٧٦
لزوما يك جامعه سالم نيست. ما به چيزى بيش از فقه نيازمنديم؛ لذا بايد آن تصوّر نادرست از جامعيّت دين و فقه تصحيح شود ... نبايد پنداشت كه جامعيّت دين يعنى آنكه دين جميع مسائل را طرح و حلّ كرده است. دين كامل است و نه جامع و فرق است بين كامل بودن جامع بودن.[١]
نقد و بررسى با وجوه چهارگانه
اول اينكه، تفاوت حكومت دينى با سكولار در اين نيست كه حكومت دينى بىاعتنا به عقلانيّت و دانش و تجربه بشرى است و درصدد است، تنها با اتّكاء به احكام فقهى جامعه را اداره كند؛ ولى حكومت سكولار برخوردار از مديريّتى متكى بر عقل و دانش بشرى است. چنين تقسيمبندى و فرق نهادن، به طور كامل غير واقعى است. حكومت دينى بهرهمند از عقل و تدبير و برنامهريزى است. تفاوت حكومت دينى با سكولار، در آن است كه بهرهمندى از دانش و برنامهريزى علمى در حكومت دينى، رها و بدون جهتگيرى نيست، بلكه متناسب با تعاليم دينى است، تا با حفظ مرزهاى فقه اسلامى امور جامعه تدبير گردد. امّا در مديريّت حكومت سكولار هرگز دغدغه سازگارى و انطباق با دين و آموزههاى وحيانى وجود ندارد.
دوم اينكه، سؤال اساسى آن است كه آيا لزوم مديريّت علمى و عقلانى و استفاده از برنامهسازان متبحّر در عرصههاى سياست، اقتصاد، فرهنگ و ... امرى است كه در عصر جديد و براى جوامع كنونى احراز شده است؟ و مثلا در جامعه صدر اسلام چنين لزومى در كار نبوده است؟ و چون حضرت رسول اكرم صلّى اللّه عليه و اله و امير مؤمنان عليه السّلام بدون بهرهگيرى از راهكارهاى علمى و نظرخواهى از عالمان و خبرگان آن زمان و تنها با تكيه بر يكسرى احكام فقهى، كه هماكنون نيز كموبيش در دسترس است،
[١] - عبد الكريم سروش، مدارا و مديريّت، ص ٢٥٦.